پتینه و رنگ آمیزی
در گچبری، نقاشی و رنگ آمیزی یکی از اصولی می باشد که هنگام طراحی می بایستی در نظر گرفته شود. رنگسایه و رنگ آمیزی یکی از مهمترین عوامل در زیبایی گچبری بعد از اتمام کار می باشد.
هنر نقاشیِ دیواری از دیر باز جزء کارهای ذوقیِ بشر محسوب می شده و از زمانی که انسان در غارها می زیسته، انجام می شده است. رنگ آمیزی دیوار ها در تمدن سیلک در هزاره ی پنجم پیش از میلاد و نگاره های فراوانی که بر روی ظروف و ابزار های چوبی سلاح ها انجام می شده، بازگو کننده ی باورها و تمایلات هنری مردمان زمان ها پیش از تاریخ است.
در هنر نقاشی از قواعد هنری و دانش مهندسی استفاده شده است ،که این، دو مثال بارز از هنرهای سنتی در ایران است و بر وابستگی فن و هنر تأکید دارد.
رنگ در تزئینات گچبری ها نقش بسزایی دارد. با توجه به یافته های باستان شناسی، این نکته شایان ذکر است که از نخستین قرون اسلامی اولین گچبری ها را رنگ آمیزی کرده اند.
رنگ
رَنگ بازتابی از نور است که به شکلهای متفاوتی در میآید و این بازتاب مجموعهٔ وسیعی را شامل میشود. اگر یک ناحیه باریک از طول موجهای نور مرئی توسط ماده جذب شود رنگ بوجود میآید.
رنگ به هر مایع، شبهه مایع یا هر ترکیب صمغ مانندی که موقع اعمال شدن، لایه نازکی را جهت پوشاندن جسمی جامد ایجاد کند، گویند.
دید کلی
از رنگ برای محافظت از خوردگی ، نگهداری، دکوراسیون یا جهت اضافه کردن هرگونه قابلیت بر روی یک سطح که توسط رنگدانه پوشانده میگردد، استفاده میشود. مثالهایی از محافظت عبارتند از: پوشاندن سطح فلزات برای کند کردن خوردگی، یا رنگ کردن خانه جهت محافظت از آن در برابر عناصر خارجی (آب، خاک و...).
مثالی از دکوراسیون، رنگ کردن اتاقی برای آمادهسازی آن جهت جشن میباشد. استفادههای دیگری که از رنگ میشود، شامل برگرداندن رنگی خاص از روی سطح و یا استفاده بر روی سطوح علیه حرارت یا موازات با استفادهٔ حرارتی از آن سطح در کاربردهای مختلف است. مثال کاربردی دیگری در این زمینه، برای تشخیص دادن علایم صنعتی یا هشدارها، یا علامت گذاری لولهها در صنعت یا در زمینهٔ کاربردهای نظامی میباشد. رنگ را برای هر جسمی میتوان استفاده کرد، برای مثال در هنر، پوششهای صنعتی، علایم جادهای یا در لنگرگاه ها جهت جلوگیری از خوردگی توسط آبها.
رنگ یک محصول نیمه تمام شدهاست، بدین معنی که بعد از استفاده توسط کاربر است که به مرحله پایانی خود که ایجاد یک پوشش مناسب است میرسد. از رنگ همچنین همراه با مخلوط کردن لعاب، برای پوششهای پیشرفته و صیقلی سازی سطوح سرامیک و چینی و غیره نیز میتوان استفاده کرد.
تاریخچه
نقاشیهای پیدا شده در غارها که توسط رنگهای بدست آمده از اُخرا، و اکسیدهای هماتیت و مگنتیت کشیده شدهاند به ۴۰۰۰۰ سال قبل و به دوران انسانهای هموساپینس باز میگردد. نقاشیهای کهن در درنادای مصر که برای سالیان متمادی بدون حفاظ و در معرض هوا بودهاست، یک پدیده درخشان اثر برلینسی میباشد که هنوز هم به همان روشنی ۲۰۰۰ سال قبل است. مصریها رنگهایشان را با مادهای صمغ مانند، ترکیب میکردند و هر یک را به صورت جداگانه بر روی سطح اعمال میکردند بدون اینکه ذرهای با هم مخلوط گردند. آنها از ۶ رنگ استفاده میکردند: سفید، سیاه، قرمز، آبی، زرد و سبز. مابقی بحث راجع به تاریخ رنگ، از حوصله این مقاله خارج است.
ترکیبات
رنگدانه:دانههای جامد ریزی هستند که در رنگ جهت توزیع رنگ، زبری، غلظت رنگ و... با یکدیگر متحد میگردند. ولی بعضی از رنگها یه جای ترکیبات معمول رنگدانه، از رنگهای دانهای میکرونیزه استفاده میکنند.
رنگدانهها به دو دسته طبیعی و شیمیایی تقسیم بندی میگردند. رنگدانههای طبیعی شامل خاک رس, کلسیم کربنات, سیلیکا، تالک و میکا میباشد. رنگدانههای شیمیایی حاوی مولکولهای مهندسی یعنی خاک رس تکلیس شده، رسوبهای شیمیایی کلسیم کربنات و سیلیکاهای مصنوعی میباشد. رنگدانههای مخفی، در کدر سازی رنگ و محافظت از لایه رنگ از اشعه ماورابنفش به کار میآید.
انواع رنگدانههای مخفی از این قرار است: تیتانیوم دی اکسید، فتالوی آبی، و اکسید آهن قرمز. پرکنندهها نوعی مخصوص از رنگدانهها هستند که برای حجم دادن به لایه رنگ، پشتیبانی از ساختار رنگ و حجم دادن به خود رنگ، مورد مصرف قرار میگیرند. پر کنندهها معمولاً حاوی مواد بی اثر ارزان قیمتی مانند آرد کوهی، تالک، آهک، باریت، خاک رس ، کربنات کلسیم و.... میباشند. بعضی از رنگدانهها سمی میباشند مانند سرب که در رنگهای سربی به کار رفتهاست و یا در رزبن پایه رنگ روغن موجود است.
صنعت رنگسازی، شروع به جایگزینی رنگدانههای سرب با رنگدانههای کم خطر تر تیتانیوم دی اکسید، از سال ۱۹۷۸ نمودهاست. تیتانیوم دی اکسیدی که امروزه در رنگسازی استفاده میگردد، به دلایل مختلفی توسط سیلیکن یا آلومینیوم اکسید پوشانده میگردد.
چسب یا ناقل:چسب معمولاً به ناقلی اطلاق میگردد که ترکیب شکل دهنده اصلی فیلم (لایه نازک رنگ) میباشد. تنها مادهای که حتماً باید در رنگ حاضر باشد، همین مادهاست. حضور سایر ترکیبات در رنگ، اختیاری است. چسبها حاوی زرینهای طبیعی یا شیمیایی اند مانند اکریلیک، پلی اورتان، پلی استر، رزین ملامین، اپوکسی و آلکید رنگ لاتکس، محلولی کلوئیدی بر پایه آب است که از ذرات پلیمری میکرونیزه تشکیل شدهاست. معنی کلمه لاتکس، یعنی حلّال در آب.
این روزها که بحث حفاظت از محیط زیست نیز مطرح است، شرکتهای تولید کننده رنگ، از استفاده از مواد آلی فّرار در تولیداتشان، محدود شدهاند. دلیل این امر، که توسط سازمان محیط زیست اعلام گشتهاست، صدمه زدن بعضی از این ترکیبات به لایه ازون و در نتیجه، افزایش میزان پرتو فرابنفش میباشد. حلالهایی که در مرحله اول از رنگ تبخیر میگردد، باعث تخریب لایه ازون میگردد و هرلیتر حلال نفتی 1000لیتر هوا را آلوده میکند.
بحث حلالیا تینر در رنگ، جداگانه مطرح میگردد: حلالها:هدف اصلی از استفاده از حلالها، تنظیم کردن رقّت و فرارّیت و وسیکوزیته رنگ است. حلال، فّرار است و در فیلم (لایه نازک رنگ) باقی نمیماند. حلال، همچنین نرخ جریان تابع لزجت و کاربرد سایر ترکیبات و نیز پایداری رنگ را در حالت سیال، کنترل میکند.
آب، بهترین نوع حلال برای رنگهای آب-محور میباشد که در چند دهه اخیر گسترش یافته و بخاطر ویژگیهای منحصر بفرد آن روز به روز استفاده از آن بیشتر میشود بنحویکه رنگهای روغنی پایه آلکیدی در اروپا و آمریکا محدود شده است. رنگهای حلال-محور، که گاهی نیز رنگهای روغنی نامیده میشوند، میتوانند تعداد کثیری از حلالها را در خود جای دهند که شامل ترکیبات آروماتیک، آلیفاتیک، الکلها وکتونها و رزینهای سبک رقیق کننده خواهند بود. چنین حلالهایی در مواقعی استفاده میگردند که رنگهای روغن-محور و ضد آب مورد نیاز است.
مواد افزودنی:کنار ست تشکیل دهنده اصلی رنگ که در بالا مورد بحث قرار گرفتند، رنگ میتواند حاوی مواردی بسیار وسیع از مواد افزودنی باشد که به مقدار بسیار کمی به رنگ افزوده میگردد و در کمال تعجب، اثر بسیار زیادی بر روی خواص رنگ میگذارد. مثالهایی از این موارد، موادی هستند که ضدکف، معلق کننده، غلظت دهنده و کشش سطحی رنگ را تنظیم میکنند، جاری شدن رنگ را بهبود میبخشند، ظاهر پایانی را تصحیح میکنند، تری و خیسی لبه رنگ را بالا میبرند، پایداری رنگدانه را بهبود میبخشند، خواص ضدّ یخ زدگی ایجاد میکنند، مقدار کف کنندگی و پوسته پذیری رنگ را کنترل میکند.
انواع دیگر از مواد افزودنی شامل کاتالیستها، حجم دهندهها (با پر کنندهها اشتباه گرفته نشوند)، پایدار کنندهها، امولسیون سازها، زمینه سازها، پیش بَرهای مواد افزودنی، پایدار کنندههای ضد اشعه ماورابنفش، عوامل کدر کننده و بایوسایدها (جهت مقابله با رشد باکتریها) میباشند.
فیزیک رنگ
خاصیت ذرهای و موجی نور یک پدیده فیزیکی است که در نتیجه برخورد نور به سطح اشیا توسط چشم احساس می شود. تجزیه نور سفید توسط منشور نیز یک خاصیت فیزیکی است که با این عمل هفت رنگ طیف بدست می آید: شامل بنفش، نیلی، آبی، سبز، زرد، نارنجی و قرمز است. بنابراین رنگها ناشی از امواج نور هستند و چشم انسان قادر است رنگهایی را که طول موج آنها بین ۴۰۰ تا ۷۰۰ میلی میکرون است ببیند. (میلی میکرون واحدی است برای اندازهگیری امواج که معادل یک میلیونوم میلیمتر است). در قرن هفدهم میلادی نیوتن موفق شد با تجزیه نور سفید طیف رنگ ها را به دستآورد. او کشف نمود که نور سفید شامل انواع اشعه است که هرگاه به طور جداگانهای با شبکهٔ چشم انسان برخورد کند احساس یک رنگ مچزا را به وجود خواهدآورد و اختلاط این اشعهها بر روی شبکهٔ چشم، رنگ سفید را محسوس میسازد.
رنگهای اصلی و فرعی
رنگهای بنیادین یا اصلی، رنگهای قرمز، زرد و آبی هستند که به آنها رنگهای اولیه نیز میگویند. رنگهای دیگر «فرعی» نامیده میشوند. برای مثال در رنگهای رنگینکمان، نارنجی، سبز و بنفش فرعی هستند. از ترکیب رنگهای فرعی نمیتوان رنگهای اصلی را به وجود آورد ولی از ترکیب رنگهای اصلی رنگهای فرعی به دست میآید.
هارمونی
هر چه رنگها سادهتر باشند هارمونی آنها واضح تر است.آزمایشها و تجربیات متفاوت نشان میدهد که افراد نسبت به هماهنگی یا عدم هماهنگی رنگها نقطه نظرهای متفاوتی دارند اغلب در نظر مردم رنگهای هماهنگ آنهایی هستند که از یک خانواده باشند و یا در عین تنوع با جلوه یکسانی خودنمایی کنند و یا رنگهایی که بدون تضاد در مجاور هم قرار بگیرند. به طور کلی عنوان هارمونی یا عدم هارمونی فقط در رابطه با احساس انسان است که به صورت مطلوب بودن یا نبودن و جذاب بودن یا نبودن مطرح میگردد. تمام اینها از یک ارزیابی مشخصی است. هارمونی یعنی تعادل و توازن بین قدرتهای رنگی. مثلاً اگر ما برای مدتی به یک مربع قرمز خیره شویم و سپس جشم را ببندیم یک پس تصویر که به صورت مربع سبز رنگ است در نظرمان ظاهر می-شود و بر عکس اگر به مربع سبز رنگ نگاه کنیم بعد از مدتی که چشم بسته شود. مربع قرمز رنگ در چشم ظاهر می-شود. در چشم انسان همیشه رنگهای مکمل رنگ نخستین ظاهر میشود. این عکس العمل فیزیکی نسبت به رنگها جست وجویی برای ایجاد توازن و تعادل است. رنگهای مکمل یکی از پایهها و اصول هارمونی هستند.
دمای رنگ
رنگها دارای مشخصهای بنام سردی یا گرمی هستند. رنگی که ما میبینیم حاصل طول موج نور منعکس شده از رنگ است. طیفهای قابل دیدن بین فروسرخ (در انتهای طرف گرم) و فرابنفش (در انتهای طرف سرد) قرار دارند.
انواع رنگها
رنگهای گرم
رنگهای گرم نیمه قرمز چرخه رنگها به عنوان رنگهای گرم شناخته میشوند که شامل زرد- سبز و قرمز-بنفش میباشد.
• نقاط قوت: این رنگها القاء کننده گرمی و راحتی هستند.
• نقاط ضعف: رنگهای گرم زیادی در تصویر باعث تضعیف برجستگی که باید در تصویر وجود داشته باشد میشود.
نکته: بنفش نقشی دوگانه دارد در کنار رنگهای گرم خاصیت گرمی ودر کنار رنگهای سرد خصلت سرد دارد. بطور کلی میتوان رنگهای اصلی را «زرد ، قرمز ، آبی دانست ودر کنار آن سه رنگ دیگر «نارنجی - سبز - بنفش» را در گروه رنگهای مکمل طبقهبندی کرد.
رنگهای سرد
نیمه آبی چرخه رنگ به عنوان رنگهای سرد شناخته شده که شامل آبی - سبز و آبی - بنفش میباشد.
• نقاط قوت: این رنگها آرام و راحت هستند. این رنگها ممکن است بصورت غیر صمیمی و بی تکلف و ساده دیده شوند و برای انتخاب به عنوان پس زمینه مناسب هستند.
• نقاط ضعف: این رنگها احساس منفعلانه داشته و ممکن است برای تصاویر گرافیکی قوی مناسب نباشند.
گام رنگها
تمام پدیدههای طبیعت از امواج یا ارتعاشات ساخته شدهاند. صوت هم مانند نور و حرارت پدیده ایست برخاسته از ارتعاشاتی میان ۳۲ درجه تا ۷۳۰۰۰ درجه. همین طور است امواج حرارتی(که عالمان فیزیک به آن ارتعاشات حرارتی گفتهاند) این ارتعاشات ۱۳۴ تریلیون تخمین زده شدهاست. همچنین است ارتعاشات نوری که از ۴۸۳ تریلیون آغاز میشود و به ۷۰۸ تریلیون ختم میگردد.
اعداد ذیل درجات ارتعاشات هفت رنگ رنگین کمان را که به گام رنگها موسوم است نشان میدهد.
1. قرمز: ۴۸۳ تریلیون موج یا ارتعاش در ثانیه
2. نارنجی: ۵۱۳ تریلیون موج یا ارتعاش در ثانیه
3. زرد: ۵۴۳ تریلیون موج یا ارتعاش در ثانیه
4. سبز: ۵۷۹ تریلیون موج یا ارتعاش در ثانیه
5. آبی: ۶۳۰ تریلیون موج یا ارتعاش در ثانیه
6. نیلی: ۶۶۹ تریلیون موج یا ارتعاش در ثانیه
7. بنفش: ۷۰۸ تریلیون موج یا ارتعاش در ثانیه
جان داشتن و تفکر موسیقایی، تحرک و پیوستگی لحن برگزیده شده به منظور تجسم اندیشه، همآهنگی اختیار شده برای تقویت و القاء اندیشه، و وزنهای گونه گون، سازنده رنگ در یک اثر موسیقی هستند. رنگ، به موسیقی سهمی عطا میکند که موسیقی دان به وسیله آن قادر خواهد شد صحنهای، یا فضایی را که مورد نظرش است تجسم بدهد. با تجزیه نور توسط منشور، آن دسته از اشعهها که طول موج کوتاهی دارند به رنگ آبی بنفش دیده میشوند و آن دسته از اشعههای نو که بلندترین طول موج را دارند به رنگ قرمز دیده میشوند. دستهای دیگر از طیف حاصل که دارای طول موج متوسط هستند به رنگ سبز دیده میشوند. بنابراین سه رنگ اصلی نور:قرمز با طول موج بلند، سبز با طول موج متوسط و بنفش با طول موج کوتاه، وقتی با یکدیگر ترکیب میشوند نور سفید حاصل میشود.
مفهوم رنگ
نوشتار اصلی: بیان رنگ
رنگ به عنوان عنصری تجسمی برای توصیف موضوع اثر و خصوصیات آن ؛مثل ترسیم یک منظره پاییزی یا زمستانی که برای هرکدام از اجزای آن منظره (درختها، ساختمانها، زمین، آسمان و ...)از طیف رنگهای خاصی استفاده میشود و به این ترتیب پاییزی یا زمستانی بودن فضای آن منظره و همه ویژگیهایش با رنگهایی که در آن استفاده شده توصیف میگردد. این خصوصیت توصیف گرانه رنگ میتواند در ترسیم یک طبیعت بیجان و عناصر آن، یک چهره و پیکره ویا هر موضوع دیگری به کار گرفته شود. مثل آثار نقاشان طبیعت گرا یا همانگونه که رنگهای یک عکس رنگی موضوع خود را توصیف میکنند.
رنگ به عنوان عنصری نمادین و استعاری که معانی عمیق و درونی اثر و اجزای آن را به نمایش میگذارد. برای مثال در بسیاری از آثاری که هنرمندان بر اساس محتوای موضوعات اعتقادی، مذهبی، رمزی و افسانهای ساختهاند، کاربرد رنگ عموماً جنبهای نمادین و استعاری دارد.
استفاده از رنگ برای به نمایش گذاشتن ارزشهای درونی و زیباییها و تاثیرات خود رنگ، بدون در نظر داشتن ارزشهای استعاری و توصیفی آن. ارزشهای بصری رنگها در هنر معاصر بیش از هر دوره دیگری مورد توجه هنرمندان قرار گرفته است. به طوری که در برخی از شیوههای هنر جدید، آثار صرفاً بر اساس ارزشهای بیانی خود رنگها و نمایش قدرت تاثیر گذاری و زیباییهای بصری آنها ساخته شده است. همچنین از این خصوصیت رنگ به عنوان جنبه تزیینی دربسیاری از محصولات صنعتی، کاربردی و هنرهای سنتی مثل فرش، گلیم، پارچه، طراحی و دوخت لباس، معماری و شهرسازی بهره میبردند.
رنگ
مطالعه درباره ی رنگ ملاحظاتی را در زمینه های فیزیک ، فیزیولوژی و روانشناسی پیش می آورد . علم فیزیک ، توزیع انرژی طیفی نوری را که از یک سطح صادر و یا به وسیله ی آن منعکس می شود ، بررسی می کند ( شاخه ی خاصی از آن به مطالعه ی جنبه های شیمیایی رنگیزه ها و رنگینه ها ، در ارتباط با خواص رنگ ساز این مواد می پردازد ) . فیزیولوژی ، فرایند هایی را که در چشم و مغز به هنگام تحریک ناشی از تجربه ی رنگ اتفاق می افتد ، مورد مطالعه قرار می دهد . روانشناسی در مسائل آگاهی و ذهنیت نسبت به رنگ – همچون عنصری از تجربه ی بصری – بحث می کند . اشتراک اصطلاحات در این عرصه ها ، غالبا ً بر دشواری درک مفاهیم می افزاید . مطالعه ی هنری رنگ نیز مقوله ای جدا از این ملاحظات نیست ، و به خصوص رویکرد روانشناختی رنگ در این زمینه اهمیت دارد .
هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد بصری مستقلا ً تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و اشباع .
فام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند .گفته می شود که تقریبا ً 150 فام متفاوت را می توان تشخیص داد ، ولی همه ی اینها به طور مساوی در طیف مرئی توزیع نشده اند ، زیرا چشم ما برای تفکیک فام ها در طول موج های بلند تر توانایی بیشتری دارد . بلند ترین طول موج ها در منطقه ی قرمز و کوتاه ترین طول موج ها در منطقه ی بنفش هستند . دسته بندی عمومی رنگ ها به بیفام ( سیاه ، سفید و خاکستری ها ) ، و فام دار ( قرمز ، زرد ، سبز ،...) بر همین صفت مبتنی است . برای سهولت درک مطلب ، فام را می توان مشخص کننده ی اسم عام رنگ ها تعریف کرد .
قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ،
نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان می دهند . در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .
درخشندگی (والوور) ، دومین صفت رنگ است و درجه ی نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می کند(غالبا ً نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند) . معمولا ً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ های بیفام می سنجند . در چرخه ی رنگ ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی ( معادل خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد . در سلسله ی رنگی ، هر فام نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد (مثلا ً اگر بنفش روشن در کنار سبز زیتونی قرار گیرد ، نوعی تکان بصری ایجاد می کند) .
اشباع (پرمایگی) ، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام آن را مشخص می کند ( گاه واژه ی شدت را در این مورد به کار می برند ) . فام های چرخه ی رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به ندرت می توان فام خالصی یافت . همچنین ، کمتر رنگیزه ای حد اشباع فام مربوطه در چرخه ی رنگ را داراست .
اگر فام ها به هم آمیخته شوند ، رنگ های شکسته به دست می آیند . اختلاط فام های خالص با یکدیگر یا با رنگ های بیفام ، باعث تغییر در پرمایگی و درخشندگی شان می شوند . به طور کلی ، هر فام قابلیت ایجاد رنگ های متنوعی را در حوزه ی خود دارد که به آن تلوّن (واریاسیون ) می گویند ( مثلا ً انواع صورتی ، اُخرایی وقهوه ای ، تلوّن در فام قرمز هستند ) .
چگونگی متظاهر شدن رنگ ها از دیگر مباحث رنگ شناسی است . در تجربه ، سه نمود مختلف در رنگ ها می توان تشخیص داد : فیلمرنگ ، حجمرنگ و سطحرنگ .
فیلمرنگ ، رنگی است که در فاصله ای نا مشخص نسبت به بیننده ظاهر می شود (مثلا ً رنگی که در طیف نما اسپکتروسکوپ می توان دید ، یا رنگ آسمان خاکستری یکنواخت) . فیلمرنگ ، بافت واضحی ندارد و گویی شخص می تواند کمابیش به درون آن رسوخ کند . همواره در تراز جلو به چشم می آید . فیلمرنگ را نمی توان همچون کیفیتی در اشیاء و یا متعلق به رویه ی اشیاء دانست .
حجمرنگ را در اشیای پشت نما می توان دید ( مثلا ً در یک استکان چای یا در بخار رنگین) . حجمرنگ در فضای سه بُعدی که اشغال کرده است گسترش می یابد ، ولی تراز متغیری نسبت به چشم بیننده ندارد .
سطحرنگ ، چنان به نظر می آید که روی سطح شیء قرار گرفته است ( مثلا ً در یک کاغذ رنگی) . بافت رویه ی شیء را به خود می گیرد و حایل غیر قابل نفوذ برای چشم ایجاد می کند . سطحرنگ را معمولا ً همچون کیفیتی در خود شیء می انگاریم .
از این سه کیفیت ظاهری که اشاره کردیم ، نمود های دیگری چون تلأ لو، فروغ و فلزنما ناشی می شوند . نقاشان با سطحرنگ سر و کار دارند ولی بخشی از صناعت آنان معطوف به ایجار نمود های حجمرنگ ، فیلمرنگ ، تلأ لو و فروغ به وسیله ی رنگیزه است که در واقع چنین کیفیت هایی را ندارد . آن دسته از حجم سازان مدرن که با موادی چون پلاستیک کار می کنند ، از نمود حجمرنگ بهره می گیرند .
یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیر متقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند . اگر در شرایط روشنایی مناسب ، چند ثانیه به یک رنگ فام دار خیره شویم و بی درنگ بر سطحی سفید بنگریم ، مکمل آن رنگ را خواهیم دید . این پدیده را – که ناشی از واقعیت فیزیکی رنگ عینی نیست – پی انگاره می نامند . پی انگاره ی هر رنگ ، رنگ مجاورش را تحت تأثیر قرار می دهد و در نتیجه ، تفاوت کیفی آن دو رنگ بارزتر می شود ( مثلا ً قرمز در کنار سبز ، پرمایه تر به نظر می رسد و برعکس ) . تغییری که بدین سان در جلوه ی رنگ ها پدید می آید ، مشخص کننده ی تباین آنها است . اگر موقعیت دو حوزه ی رنگی مقایسه شده چنان باشد که تغییر جلوه ی رنگ ها با هم تلاقی کند ، اصطلاح تباین همزمان به کار برده می شود .
رویکرد روانشناختی رنگ به احساس های معینی نیز بستگی دارد که رنگ های عینی دربیننده برمی انگیزند.
به سخن دیگر ، در این مقوله ، رابطه ی رنگ های عینی با اثرات ذهنی شان مورد نظر است . رنگ هایی که حاوی مقدار زیادی آبی هستند ( از بنفش تا سبز) ، نسبت به رنگ هایی که زرد یا قرمز بیشتری در خود دارند (از مغز پسته ای تا ارغوانی) ، سردتر می نمایند . رنگ های سرد ، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند . بسیاری از نقاشان از این کیفیت رنگ ها برای فضا سازی تصویری بهره گرفته اند . منشأ احساس هایی چون گرمی ، سردی ، پیش آیندگی ، پس روندگی ، وزن و اندازه ی رنگ ها – که اصطلاحاتی رایج در ادبیات هنرهای تجسمی اند) همانا سه صفت اساسی رنگ ، یعنی فام ، درخشندگی و اشباع است .
نقاشان قدیم بسیاری از نمودها و اثرات بصری رنگ را بدون شناخت علمی به کار می بستند ، ولی انتشار نظریه های رنگ ، نقاشان پُست امپرسیونیسم ، اُرفیسم و آپ آرت را بر آن داشت که امکانات بیانی و تزیینی رنگ را گسترش دهند و به راه حل های تازه ای در مسائل حجم ، فضا ، نور و حرکت دست یابند .
دیدن رنگها
اشیا به دلیل نحوه انعکاس نور از روی آنها رنگی دیده می شوند . نور سفید خورشید یا لامپ برق حاوی همه رنگهای طیف نور است . وقتی نور سفید روی یک شی می افتد ، شیئ را تشکیل می دهند. مثلاَ یک شیئ سبز رنگ شیئ است که فقط پرتوهای سبز را منعکس و بقیه را جذب می کند. شیئ که همه رنگهای طیف نور را منعکس کند سفید دیده می شود . شیئ که هیچ رنگی را منعکس نکند سیاه دیده می شود.
روانشناسی رنگ
برخی از روانشناسان عقيده دارند رنگی که برگزيده و دلخواه کسی است ميتواند گويای خصوصيات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زير چکيده ای است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:
قرمز: خوش قلب اما خودپرست
اين رنگ مظهر شدت و زياده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداکاری و خشونت و خون و آتش. کسی که به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگی بی تفاوت باشد.
اين گونه اشخاص تند و سرکش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شکست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.
قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن که در عشق کاملاً فداکارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفکر و جويا شدن علت مي جنگند.
دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم کنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور کلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند.
صورتی: مورد علاقه ديگران
رنگ صورتي درواقع همان قرمز است که کمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را کمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد.
ديگران را خوب درک مي کنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می کنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي که به اين رنگ علاقه دارند اغلب شکستها، خشونتها و دشواري های زندگی را تحمل کرده اند و با مشکلات فراوان مواجه شده اند.
آبی: نظم، پشتکار، تنهايی
رنگ آبی از رنگهايی است که طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، کاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را کنتر ل کنيد.
ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي کند که به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد.
در خريد و پوشش لباس قناعت می کنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری که داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را کسل می کند و کسانی که از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می کنند.
کارهای خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام مي دهيد. يکی از صفات مشخص شما پشتکار شماست.
ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست!
قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد کاملاً می توان روی شما حساب باز کرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وکمی فيلسوف مآب هستيد.
به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن که کمتر تصميم می گيريد اما هر بار که تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد.
شما کاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد.
خاکستری: احساس بی نيازی
اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشی های دنياست. کسانی که به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می کنند، خاکستری رنگ عقلا است و جوانانی که به اين رنگ اظهار علاقه می کنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بی نيازی می کنند.
در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب کسانی که از نظر فکر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.
پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است ترکيبی و آنهايی که اين رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متکی به نفس نيستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می کنند.
نفوذ در اين گونه افراد مشکل است کسی که آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج کند. هوسباز نيستند و اگر با کسی دوستی کنند صداقت و فداکاری دارند. اگر افراد اين دسته با کسی که خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج کنند سعادتمند می شوند.
سبز: کنجکاوی
رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراک فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است.
دوست نداريد که در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما کنجکاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد.
فيروزه ای: اسرارآميز و پند ناپذير
دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و کارهای شخصی خود را به خوبی اداره می کنند. پشتکار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد کارهای خود کمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.
سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلکه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن که ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه کمکی به آنها دريغ نمی کنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی مي پذيريد.
يک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغيير می کند به دليل آن که خصوصيات اخلاقيتان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد کرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقيده خود را عوض کنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است.
خلاصه: رنگ چيست؟ صفات ويژه هر رنگ خوب ، ترکيب رنگها ، بکارگرفتن رنگ ، نقش رنگ در هنر ايران و خواص رواني رنگها.
رنگ و نقش آن در هنر
رنگ و هنرهاي مصور پيوسته در کنار هم بودهاند. هنر مصور بيوجود رنگ نمودي ندارد ضمن آنکه هنر مصور هر سرزمين براي خود رنگي ويژه دارد و هر هنرمند ، بنا به مقتضيات و تأثير عوامل پيرامون خود ، ديد مخصوصي در رنگ دارد و رنگهاي بخصوصي را بيشتر بکار ميگيرد و چهبسا که از بکار بردن رنگهاي ديگري ، که مورد علاقه هنرمندي ديگر است ، دوري ميکند. و از همين رهگذر شناخت آثار هنرمندان سرزمينهاي مختلف تا حدي ميسر ميگردد.
رنگ چيست؟
پيش از آنکه به بحث کلي درباره رنگ و هنر بپردازيم لازم است بطور مختصر ببينيم رنگ چيست. از نظر علمي ، رنگ عبارت است از امواج نور که به کمک حس بينائي تشخيص داده ميشود. و يک شعاع نور ، از ارتعاش امواج مختلف طولي و عرضي تشکيل يافته است. اگر شعاعي از نور را از منشور بلوريني بگذرانيم امواج نور ، پس از عبور از منشور ، رنگهاي مختلف طيف نور را بهوجود ميآورد . . .
هنگامي که نور به سطحي ميتابد ، اگر اين سطح تمام امواج يا تمام رنگها را بطور مساوي منعکس نمايد چشم اين سطح را سفيد ميبينيد. ممکن است اين سطح همه رنگها يا امواج را جذب کند و فقط رنگ سبز را منعکس نمايد ، در اينصورت آن سطح را به رنگ سبز خواهيم ديد. و نيز ممکن است بعضي افراد در برابر رنگ معين کور باشند و يا عدهاي در برابر تمام الوان ضعف داشته باشند و جهان را فقط به رنگ سفيد و سياه ببينند و احتمالا ً،حد وسط سياه و سفيد ، يعني خاکستري را هم تميز بدهند . . .
براي يک نقاش اطلاع از رنگ ، بهعنوان يک عامل هنري ، لازم است . . . اگر اين اطلاع چندان علمي هم نباشد به هر حال دانستن مطالبي پيرامون طبيعت نور ، ترکيب رنگها ، و رابطه ميان آنها براي هنرمند ضرور است . . . سهلتر است که رنگهاي طيف نور سفيد را ضمن دايره مدرجي نشان بدهيم: از اين رنگها سه رنگ غير قابل تجزيهاند که رنگهاي اصلي ناميده ميشوند. اين سه رنگ عبارتند از: آبي ، قرمز و زرد. اگر رنگهاي اصلي ترکيب بشوند رنگهاي ترکيبي يا فرعي بهوجود ميآيند: ترکيب آبي و زرد ، رنگ سبز را بهوجود ميآورد – ترکيب زرد و قرمز ، رنگ نارنجي ، و ترکيب قرمز و آبي رنگ بنفش را نتيجه ميدهد – اگر ترکيب رنگها را ادامه بدهيم ، عده بيشماري رنگ بهوجود ميآيد.
به دايرهاي که نمودار رنگهاست نگاه کنيد ، ميبينيد که رنگ قرمز مقابل سبز قرار دارد و رنگ نارنجي مقابل آبي است ، رنگهاي مقابل هم را رنگهاي متمم يا مکمل ميگويند – اگر رنگهاي تکميلي به هم آميخته گردند ، تندي يکديگر را خنثي مي کنند و اگر آنها را به مقدار مساوي با هم مخلوط کنند ، نتيجه يک رنگ خاکستري يا آبي کمرنگ خواهد بود.
اگر رنگهاي مکمل کنار يکديگر يا مقابل هم قرار بگيرند يکديگر را عميقتر جلوه ميدهند و در نتيجه ، تضاد شديد و يا درخشش را القاء ميکنند. رنگهاي نزديک به هم بر روي دايره رنگها ، رنگهاي مجاور ناميده ميشوند ( مانند رنگهاي آبي و آبي متمايل به سبز و خود سبز ). تقارب اين رنگها ايجاد همآهنگي مي کنند . . . اما بايد دانست که فقط ارتباط رنگها مطمح نظر نقاش نيست.
هر رنگ سه صفت يا خاصيت ويژه دارد که عبارتند از :
خود رنگ Couleur ارزش Valeur و شدت Intensité غرض از خود رنگ نامي است که به رنگ داده اند مانند: آبي – قرمز – فيروزه اي – نارنجي و غيره. ارزش عبارت است از مقدار نوري که بر طبق قواعد سايه و روشن به رنگي تابانيدهاند ، اين نور از روشني آغاز ميشود و به تيرگي ختم ميگردد ، مانند سبز روشن ، سبز کمرنگ ، سبز تيره. شدت ، يعني قوت و ضعف رنگ ، يعني به حد اشباع رسيدن رنگ ، يا خلاف آن ، مانند:
زرد تند و زرد بسيار ملايم
رنگهاي سرد و گرم
« . . . خاصيت مهم ديگر که مورد توجه (نقاشي) ميباشد ، سردي يا گرمي رنگ است. نارنجي و رنگهاي نزديک و مجاور آن ، رنگهاي گرم ناميده ميشوند آبي ، و رنگهاي مجاور آن ، رنگهاي سرد و سبز در کنار زرد رنگي است گرم و در کنار آبي رنگي سرد. بعلاوه سردي وگرمي رنگي باعث ميشود محرک ، و يا خاموش ، جلوه کند. حروف قرمز رنگ روي يک صفحه اعلان ، برجسته و محرک بهنظر ميآيند. بنابراين رنگ بالشخصه ميتواند عمق را نمايش دهد ، و اين خاصيت باعث شده است که براي تزئينات داخلي بنا ، رنگ را برحسب هدفي که دارند بکار ببرند ، يعني ، مثلاً براي آنکه وسعت و فضاي بيشتري را القاء کنند ، ديوارها و سقفها را به رنگهائي در ميآورند که ما آنها را رنگهاي خاموش ميناميم.
ترکيب رنگها
در رنگ نيز مانند خط و سايه و روشن موضوع مهم ، همآهنگي و ارتباط ميان رنگهاست – نقشي که با رنگهاي نزديک به هم رنگآميزي شده است يک نوع احساس آرامش و همآهنگي را بر ميانگيزد ، ممکن است چنين نقشي به نظر ضعيف و بيرنگ بيايد ، در اينصورت ، رنگ مکمل لازم است تا تضادي ايجاد نمايد و زندگي و جنبش را برساند . . از طرف ديگر اگر نقشي از رنگهاي مکمل ترکيب يافته باشد غالباً براي تعديل خشونتي که از ترکيب رنگهاي مکمل بههم بکار برد ، بنابراين ، ترکيب رنگها ، موجب شدت و ضعف موضوعها (يا تمها) ميشود. انتخاب رنگ به شخصيت هنرمند و موضوعي که در دست تهيه دارد بستگي دارد – براي بيان هر انديشهاي رنگي مناسب است – براي نمايش يک موضوع آرام ، نميتوان محرک بکار برد ، و از تضاد رنگهاي مکمل استفاده کرد، . . . و همچنين براي يک موضوع محرک ، نميتوان از همآهنگي رنگهاي سرد و آرام استفاده کرد
بکار گرفتن رنگ
از روي سفالهاي نقاشي شده و نقاشيهائي که از ديوار غارهاي پيش از تاريخ بدست آمدهاست ميتوان حدس زد که انسان رنگ را از دوران شکارچيگري به اينطرف بکار برده و به وسيله رنگهائي که با يک نوع چربي آميخته شدهاند ، ديوارهاي غارهاي محل سکونت خود را نقاشي نمودهاست. البته اين دليل اين نيست که انسان پيش از اين دوران رنگ را نميشناخته بلکه بايد گفت که بشر از همان روزهاي نخستين زندگي ، از روزهائي که هنوز در ميان شاخوبرگ درختان زندگي ميکرده ، رنگ را ميشناخته و آنها را تشخيص ميداده است و گاهگاه با مواد رنگي ، مانند گلها و خاکهاي رنگي که بدست ميآورده بدن و سر و صورت خود را رنگين ميکرده است. اين رنگآميزي بدن ممکن است به تقليد از رنگ حيوانات و پرندگان و براي همآهنگ ساختن خود با محيط و طبيعت باشد و يا براي ارضاي زيباپرستي زيرا که گروهي از دانشمندان عقيده دارند که بشر از نخستين روزهاي زندگي تحتتأثير زيبائيهاي طبيعت زيباپرست شدهاست. بنابراين هنگاميکه بشر به داخل غارها پناهنده ميشود چون مدتها به رنگهاي گوناگون و زيباي طبيعت خو گرفته بودهاست به کشيدن نقش حيوانات مورد علاقه خود ميپردازد و گاه بسياري ماهرانه و استادانه نقش ميآفريند. رنگهائي که درپارهاي از نقاشيهاي ديوار غارها بکاررفته ، هنوز بعد از هزاران سال ، جالب توجه جلوه ميکند.
اين نقوش صرفنظر از مسئله رنگ ، از جهات گوناگون ديگر نيز قابل بررسي است زيرا که بخشي از راز زندگي انسانهاي پيش از تاريخ را آشکار ميسازد. هنگاميکه انسان پيش از تاريخ ، بعد از گذراندن دورانهاي گردآوري خوراک و شکار ، وارد دوره کشاورزي و شهرنشيني ميگردد ديگر کاملاً با رنگ و انواع آن آشنا است و به راز ساختن رنگ و يا استخراج و بدست آوردن رنگهاي گوناگون پيبرده است و با اين آمادگي به ساختن سفال و نقاشي روي آنها ميپردازد. از آن پس ، رنگ ، بطور وسيع و دامنهدارتري ، در زندگي انسان وارد ميشود و با تکامل انسان ، تکامل مييابد و پيشرفت ميکند.
بعدها با گسترش هنرهاي ديگر رنگ در هر هنري وارد ميشود و جلوهگري ميکند و بافندگي و معماري و صنايع گوناگون ديگر را در بر ميگيرد و بتدريج در تشخيص سرزمينها از يکديگر رنگ يک عامل شناسائي ميشود زيرا که رنگهاي موجود در هر سرزمين و رنگهائيکه هنرمندان هر ناحيه از ترکيب و آميختن آنها با يکديگر بدست ميآورند با هم تفاوت دارد. ساليان دراز تا نزديک به روزگار ما ، رنگها يا رنگهاي معدني بود يا گياهي و بيشتر اوقات خود هنرمند رنگ دلخواه خود را شخصاً ميساخت و آماده ميکرد اينگونه رنگها اصالت بيشتري در معرفي هنر و هنرمند دارد زيرا با بکاربردن رنگهاي گوناگون براي مصارف مختلف که در دسترس همه قرار دارد بسياري از هنرهائي که با رنگ سروکار دارند اصالت زيبائي خود را تا اندازهاي از دست دادهاند.
رنگ در هنر ايران
رنگ در هنر ايران جلوهاي خاص و مقامي ارزشمند دارد. هنرمند ايراني ، در دورههاي رواج هنرها ، در گزينش رنگ دقت و سليقهاي خاص بکار برده و ميشود گفت که بيشتر هنرمندان سرزمين ما ، رنگ را آگاهانه برگزيدهاند وميدانستهاند که کدام رنگ را در کجا به کار ببرند حتي در بعضي دورهها پارهاي از هنرمندان در آثار خود از رنگهاي غيرعادي استفاده کردهاند ، که البته گاهي همين گزينشهاي غيرعادي زيبائي خاصي به آثار هنري داده و گذشته از آن باعث شناسائي راحت و آسوده اين آثار هنري گرديدهاست. ايرانيها ، از زمانهاي بسيار کهن ، پيوسته به رنگهاي روشن و درخشان توجه و علاقه داشتند و گرايش آنها به رنگهاي روشن و زيبا باعث زيبائي آثار ايراني گرديده است. رنگ آبي از رنگهائي است که در هنر ايران ، بطورکلي در همه شئون زندگي ايراني ، جلوهگر است و مردم سرزمين ما در بکاربردن رنگ آبي و گروه رنگهاي وابسته بدان علاقه زيادي داشتهاند. پيداست که گذشته از تأثير آسمان آبي ايران در بکارگرفتن رنگ آبي ، هنرمندان ايراني به جنبههاي رواني رنگها ،از آن جمله رنگ آبي ، آگاهي کامل داشته ميدانستند که آبي رنگي است آرامشبخش. در اينجا لازم است مختصري هم به خواص رواني رنگها اشاره بشود.
خواص رواني رنگها
امروزه با مطالعات دانشمندان خواص رواني رنگها تا حدي آشکار شده است و حتي در پارهاي از موارد از رنگها براي مداواي بيماران رواني استفاده ميکنند و يا آنکه با مطالعه و بررسي رنگ تابلوهاي نقاشي و ديگر آثار هنري بيماران رواني ، پي به نوع و شدت و ضعف بيماري آنان ميبرند. بنابراين اگر مجموع رنگهاي آثار هنري يک قوم يا يک ملت و سرزمين بدقت مورد مطالعه وبررسي قرار گيرد مسلماً ميتوان از نحوه انديشه و فعل و انفعالات رواني آنان آگاه شد. امروزه از بيش از دههزار رنگ در امور بازرگاني و تجارتي و هنري و معماري و غيره نام برده ميشود ولي بايد دانست که ورزيدهترين ديدگان قادر نيست بيش از ششصد رنگ را تشخيص دهد.
حيوانات از رنگ بهعنوان يک اسلحه و وسيلة دفاعي استفاده ميکنند و طبيعت هم در اين مورد آنها را کاملاً ياري کرده و رنگ دلخواه را در اختيارشان قرار داده است تا بدان وسيله به شکار بپردازند و يا از چنگ دشمنان خود فرار کنند. البته همه حيوانات قادر به تشخيص همه رنگها نيستند و گروهي از آنها نسبت به بعضي از رنگها کور هستند و نسبت به بعضي ديگر حساسيت فوقالعاده دارند. همه گاوبازان براي تحريک و به حرکت درآوردن و حمله گاو از يک شنل سرخرنگ استفاده ميکنند. بهرهگيري از رنگ بصورت عملي در هنر ايران از سفالهاي دوران کهن تا به امروز همچنان در مسيرهاي گوناگون دنبال شدهاست. در دوره ايرانباستان هنرمند در بکاربردن رنگ دقت داشته و رنگ را بيهوده و بيجا بکار نميبردهاست و کوشش داشته که بوسيله رنگ در هنر خود هماهنگي بوجود بياورد. گرچه هنرمند در گزينش رنگ کاملاً آزاد بوده ولي هيچگاه در بکاربردن رنگ ، پذيرشهاي اصولي را زيرپا نميگذاشته و اگر هم در بکار بردن رنگ تغييري ميداده اين تغيير از گروه آن رنگها بيرون نميرفته است.
در دوران بعد از اسلام نيز هنرمندان ايراني ، نخواستند ، يا نتوانستند از سنتهاي رنگ هنر ايران زياد دور بشوند و تحتتأثير هنر ساساني در دايره رنگهاي معمول همان عصر به گردش پرداختند و در تمام مساجد و آرامگاهها و ديگر ساختمانهاي اساسي و تاريخي رنگ آبي و فيروزهاي و گروه رنگهاي آبي و سبز برتري خود را بر ديگر رنگها کاملاً حفظ کرد. کاشي و سفال و هنرهاي رنگين ديگر بيشتر داراي زمينه آبي شدند مگر فرش که زمينه قرمز و لاکي پيدا کرد که البته باز فرشهاي معروف هنري با زمينه آبي نيز بافته شد. در هنر نقاشي (مينياتور) ايران در دورههائيکه ، اين هنر در اوج خود بسر ميبرده ، از اواسط دوره مغول تا پايان دوره تيموري و بعد از آن در دوران صفوي رنگ نقش مهمي را بازي ميکند.
براي تجسم طبيعت در چند دوره و مکتب از هنرنقاشي ايران از رنگهاي بسيار زنده و نزديک به طبيعت استفاده شده و هنرمند خواسته است که در پارهاي موارد رنگهاي تابلوي نقاشي همانند رنگ طبيعت بشود ولي بيشتر موارد اين کوشش به اينجا پايان يافته که رنگهاي استفاده شده در تابلو زندهتر و زيباتر از خود طبيعت شده و گاهي نيز اغراقآميز گرديده است. در پايان دوره صفوي ، به مناسبت تأثير هنر نقاشي غرب در هنر نقاشي ايران رنگ در هنر ايران به يک سرگرداني عجيبي کشيده شد و هنرمندان معدودي که از آن پس به آفرينش ( اگر بتوان در اين مورد لغت آفرينش را بکار برد ) آثار هنري پرداختند در انتخاب و بکاربردن رنگ به انحطاط گرائيدند و اين کيفيت تا زمانيکه کمالالملک بار ديگر رنگ را در هنر نقاشي ايران زنده کرد ادامه يافت.
دنیای هنر رنگ و نقاشی
تاثیر رنگ در شخصیت و زندگی افراد
آیا تا بحال دقت کردهاید که چرا شـرکـتهای تبـلیـــغات طـراحـان اتـومـبـیـل و دکـوراتـورهـا از اشــکال و شــمایل بخصوصـی اسـتفاده میکنند؟ دلیلـش این است که یـک تاثیر روانی درورای رنگها وجود دارد.هر رنگی دارای قدرت تاثیرگـذاری ویژهای میباشد.
بعضی از واکنشهای ما نسبت به رنگها بصـورت رفتارهای اکتـسابی و برخی دیگر بـصـورت پـاسـخهای فیزیولوژیـکی نمود پیدا میکنند. درک کردن نمود پیدا میکنند. درک کـردن بهتر رنگها میتواند در زنـدگی روزمره و یاشغلی شما تاثیرات فراوانی گذارده و محاسن زیادی برایتان به ارمغان بیاورد.
اقسام رنگ
بطور کلی رنگها به سه دسته اصلی تقسیم میشوند: رنگهای خنثی، رنگهای گرم و رنگهای سرد
رنگهای خنثی
سیاه، سفید، خاکستری، بژ، قهوه ای
رنگهای خنثی رنگهایی هستند که در طیف رنگی وجود نداشته و از ترکیب رنگهای دیگر بوجود میآیند و میتوانـنـد اثرات مـثـبت یا منفی داشته باشند. سفید واقعا" یک رنگ نیست بلکه عدم حضور رنگ بشمار میرود و نـشـانگر خلوص و پاکی است. از طرف دیگر مشکی نشانه قاطعیت، الزام و رسمیت میباشد.
رنگهای گرم
قرمز، نارنجی، زرد، سبز چمنی، ارغوانی
رنگهای گرم محرک سیستم عصبی بوده و احساسات را تشدید میکنند. این دسته از رنگها بوضوح قابل رویت بوده و موجب جلب توجه میگردند
رنگهای سرد
آبی، بنفش، فیروزه ای، سبز مایل به آبی، سبز
رنگهای سرد رنگهایی ملایم هستند که اثراتی آرام بخش دارند. مثلا آبی روشن می تواند نشانه صلح و دوستی و آسـایش خاطر، و آبـی تیره نشـانگر قـابلیت اعتماد و درستی باشد.
معنای روانشناسی رنگ
- قرمز - سختی، نیرو و خوش اقبالی
- ارغوانی - اختیار، قدرت و سلطنت
- آبی - روشن: آرامش،آسودگی خاطر - تیره: قدرت،صداقت، پشتکار
- سبز - جوانی و طبیعت، قدرت شفا بخشی و التیام
- نارنجی - گرمی، حرارت، رضایت و خوشحالی
- قهوه ای - خاکی بودن، محکمی، استواری و قابلیت اعتماد
- مشکی - قدرت، اختیار و استقلال
رنگهای خنثی رنگهایی هستند که در طیف رنگی وجود نداشته و از ترکیب رنگهای دیگر بوجود میآیند و میتوانـنـد اثرات مـثـبت یا منفی داشته باشند. سفید واقعا" یک رنگ نیست بلکه عدم حضور رنگ بشمار میرود و نـشـانگر خلوص و پاکی است. از طرف دیگر مشکی نشانه قاطعیت، الزام و رسمیت میباشد.
رنگ و زندگی شخصی
رنگ و زنان:
زنان نسبت به افرادی که به رنگ آبی لباس میپوشند احساس راحتی و اعتماد بیشتری میکنند.
برای همسرتان یک شاخه رز قرمز به نشانه عشق و علاقه بفرستید.
برای زنانی که صرفا" رابطه دوستی ( و نه عشقی ) دارید رز زرد بفرستید.
برای همسرتان هدیه بخرید و کاغذ کادوی آن را بر اساس رنگ مورد علاقه او تزئین کنید
رنگ لباس و تمیزی آن بر روی زن اثر مثبت میگذارد
. رنگهای صورتی و ارغوانی و ... باعث نشاط و دلگرمی زن میباشد.
رنگ آمیزی اتاق خواب به رنگ سبز می تواند نشانه جوانی و طبیعت باشد.
رنگ و خانه:
بکاربردن رنگهای سرد برای اجزای اتاق خواب ( تخت خواب، ملافه ، پتو ... ) مکانی بدور از استرس و آرامش بخش را برای خوابی شیرین برای شما فراهم میکند.
دیوارهای اتاق خواب را برای ایجاد آرامش به رنگهای سرد و ملایم مانند آبی یا آبی مایل به سبز رنگ آمیزی کنید.
قراردادن کوسن ارغوانی روز مبلمان با رنگ خنثی میتواند نشانه قدرت، توانگری و ثروت بوده و برانگیزنده تخیلات باشد.
رنگ و لباس:
لباسهای معمولی با رنگ سبز یا زرد موجب جلب توجه میشوند. پیراهن یا ژاکت آبی تیره رنگ میتواند علامت قابلیت اعتماد باشد.
لباس ورزشی تمام خاکستری و خسته کننده خود را کنار گذاشته و برای راحتی اعصاب خود از رنگهای تیره تر یا روشنتر استفاده کنید.
لباس سراسر قهوهای ممکن است شیک بنظر برسد اما خسته کننده و یکنواخت خواهد شد. افزودن کمی رنگهای سرد یا گرم مانند زرد، طلایی یا سبز باعث درخشانتر شدن ظاهر و فرایندهای ذهنی شما خواهد شد.
رنگ و اتومبیل:
اتومبیل مشکی نشانه تمایل به گمنامی است.
برخی رنگهای بخصوص از آبی و قرمز حاکی از خود نما بودن راننده است.
رنگ زرد و نارنجی دلالت بر ورزشکار بودن شما میکند.
انتخاب رنگ نقره ای یا طلایی می تواند بیانگر ثروت و دارایی باشد.
رنگ و لباسهای اداری:
لباسی به رنگ خاکستری تیره، مشکی یا آبی سیر بپوشید تا شخصی موفق، آگاه و جدی بنظر برسید.
پیراهن سفید و ساده احترام و رسمیت را برای شما به ارمغان خواهد آورد.
پیراهن بژ و یا غیر سفید چهره محافظه کارانه ملایمتری را از شما ارائه خواهد نمود.
رنگ و دفترکار:
کارتهای ویزیت و سربرگها بهتر است به رنگهای خنثی تهیه شوند. رنگهای سفید و بژ معمولا" نسبت به رنگهای دیگر راحت تر خوانده میشوند.
دیوارهای آبی کمرنگ نسبت به سفید بیشتر تولید آرامش نموده و بیشتر جلب توجه میکند.
اسباب اثاثیه زرشکی یا ارغوانی تیره محیط کار شما را مجلل و سلطنتی جلوه خواهد داد.
برای اجناس تبلیغاتی، وب سایتها و نشانهای ترفیعی از رنگهای خشن و گیرا استفاده کنید تا موجب جذب بیشتر مشتریان گردد. برای خوانایی بیشتر، رنگ مشکی را در چاپ متون بکار ببرید.
اکنون که ایده هایی برای چگونگی استفاده از رنگها در ذهن شما شکل گرفته، لازم است با برخی از روشهای تاثیر گذاری رنگها در زندگی نیز آشنا شوید.
ارتباط و وابستگی:
اگر دقت کرده باشید لباس افراد پلیس و نظامی معمولا برنگ آبی یا سبز تیـره انتخاب میشود چون این رنگها نشانه قدرت و ابهت میباشند.در بیمارستانها معمـولا" از ملافه و البسه سبز کمـرنـگ استفاده می شود چراکه این رنگ اثری تسکین دهنده و آرامش بخش دارد.
در وب سایتها و نوشتارهای تبلیغاتی هنگامیکه بخشی از کلمات با رنگ زرد نمایان گردند بیشتر نظر ما را بخود جلب کرده و باعث میشود توجه بیشتری به آن قسمتها بنماییم.معمولا" رنگ سبز ما را به یاد یک موقعیت دوستانه و بدون خطر میاندازد و این یکی از متداولترین موارد استفاده رنگها در تاثیر گذاری روانی روی افراد است.
مزایای تبلیغاتی:
رستورانها و اغذیه فروشیها اغلب برای جلب توجه بیشتر از رنگهای قرمز و زرد استفاده میکنند. این گونه رنگها بوضوح دیــده میشوند و بـیشتر بـه یاد مردم میمانند. اکثر شرکتهای بزرگ آرم محصولات خود را با رنگهای مذکور طراحی و ارائه میکنند.
استفاده درطراحی:
معمولا دکـمه هـای حـسـاس و اعـلان خـطر و یـا اهرم های توقف اضطراری برنگ قرمز میباشند برعکس رنگ سبز نشانه عبور و امنیت است. در طراحی بسیاری از وسایل بـکـاربـردن رنگهای مختلف در قسمتهای گوناگون برای گـویـاتر سـاخـتـن وضـایف، امـری اجتناب ناپذیر است.
در وب سایتها و نوشتارهای تبلیغاتی هنگامیکه بخشی از کلمات با رنگ زرد نمایان گردند بیشتر نظر ما را بخود جلب کرده و باعث میشود توجه بیشتری به آن قسمتها بنماییم.
معمولا" رنگ سبز ما را به یاد یک موقعیت دوستانه و بدون خطر میاندازد و این یکی از متداولترین موارد استفاده رنگها در تاثیر گذاری روانی روی افراد است.
زندگیتان را رنگی کنید:
اگر تا حال زندگی شما خالی از رنگهای گوناگون و شاد بوده و تــوجهی به استفاده از رنگها نمیکردید، بهتر است شروع کنید. شـرکتـهای تـبلـیغاتی و تـاجران بـاهوش از روانشانسی رنگها برای تاثیر گذاری روی شما بهره می برند، شما نیز باید برای تاثیر گذاری در زندگیتان از رنگها استفاده کنید. در لباس در هدیه در محل زندگی و.... و تاثیر آنها را در دیگران بسیار مثبت خواهید دید.
برای درک بهتر اگر تا امروز از اعتماد به نفس کمی برخوردار بودید از رنگ آبی یا سبز در لباس خود شروع کنید بله از یک جا باید شروع کرد.درک اینکه هر رنگی چه معنی دارد، نقطه آغاز خوبی است. با بکارگیری رنگها زندگی خود را شیرین تر و رنگی تر نمایید.
نماد رنگ ها در نقاشی
در حالتی کلی ۲ گروه رنگ وجود دارد رنگهای گرم و رنگهای سرد ، رنگهای گرم (قرمز،زرد، نارنجی) تحریک کننده سبب فعالیت وجنب و جوش، الهام دهنده روشنی و شادی زندگی و مولد حرکتند.
انتخاب رنگ از نظر روانشناسی مفهومی بی چون و چرا دارد. ولی برای تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری از آن حتما باید عامل سن کودک را در نظر داشت. در حالتی کلی ۲ گروه رنگ وجود دارد رنگهای گرم و رنگهای سرد ، رنگهای گرم (قرمز،زرد، نارنجی) تحریک کننده سبب فعالیت وجنب و جوش، الهام دهنده روشنی و شادی زندگی و مولد حرکتند.
رنگهای سرد (سبز و آبی و بنفش) موجب فعالیت انفعالی حالت س************، بیحرکتی و تلفیق کننده غم واندوه هستند . به نظر کاندیکسی اگر رنگ سرد در یک شکل هندسی قرار گرفته باشد وقتی به طور مستقیم به آن نگاه شود موجب هیجان، ناراحتی، کوفتگی و برانگیزاننده حالتی غضبانک می شود اگر تونالیته این رنگ تشدید شود ممکن است برای چشم و مغز غیر قابل تحمل گردد.
رنگ آبی ، انسان را به سوی دقیق شدن و بی نهایت سوق میدهد و اگر هر قدر بیشتر روشن باشد انعکاسی موجی خود را بیشتر از دست می دهد تا آنجا که به آرامش خاموش رنگ سفید می رسد.
رنگ سبز مطلق آرام ترین (آرام بخش ترین) رنگهاست. این رنگ هیچ انعکاسی موجی حاوی شادی و رنج یا ترس ندارد و به هیچ طرفی در حرکت نیست .بلکه آرام و ساکن و راضی از خود است.
رنگ قرمز رنگ گرم و منبسط است برخلاف رنگ زرد که سبک و سطحی است. قرمز رنگی زنده و در عین حال پر نیرو و مصمم به نظر می رسد.
رنگ نارنجی، حرکت رنگ زرد و قدرت رنگ قرمز را دارد و رنگی زنده و چابک است
بنفش برعکس قرمزی است سرد شده یعنی هوسی مهار شده یا انتهای یک رویا . در این رنگ یک احساس درونی غم و تنهایی نهفته است
رنگ سفید – که مجموع رنگهاست احساس سکوت می دهد. زیرا همه چیز در آن محو می شود این رنگ در خود حاوی بی نهایت امکانات و رنگی معرف سکوت است نه مرگ در واقع سفید نماد جوانی و عدمی است قبل از هست شدن.
رنگ سیاه برعکس نشانگر عدم و نیستی و مانند سکوتی ابدی بدون آینده و امیدی است بدین معنی که پایان کامل راه یا آن توقفی را مینمایاند که در پایان کامل منطق پدید میآید تعادل بین سیاه و سفید در اصل رنگ خاکستری است که نه صدا و نه حرکتی دارد و دارای سکوتی تسلی ناپذیر است که با س************ سبز از رنگهای زنده به وجود میآید تفاوت دارد.
یک برگ کاغذ
پیکاسو در لحظهای از زندگیش برای آن که خود را از فرهنگ حاکم بر جامعه آزاد کند و شکل، بیان تازهای را پیدا کند که با محتوای جدید فرهنگی تناسب نداشته باشد و ناتورالیسم قرن ۱۹ با مدلهای تغییرناپذیر خود قادر به مقابله با آن نباشد، تصمیم میگیرد مدتی « کمتر از خوب» نقاشی کند. بدین ترتیب او با جابهجا کردن رئالیسم بصری با رئالیسم روشنفکرانه، راه کوبیسم را پیش گرفت. شیوهای که تا آن زمان، کاری روی آن صورت نگرفته بود، به خاطر همین موضوع نیز هرکس برداشتی از آن داشت.
هنرمند کوبیست نیز درست مانند کودکی که توانایی نقاشی کردن دارد در تصویرنگاری خود، از مجموعه شناختهایش استفاده میکند و درست مانند نقاشیهای کودکان، حروف و کلمات او میتوانند به تصاویر متصل شوند و حتی با آن یکی شوند. کودک نیز باید زمانی تصمیم بگیرد که “کمتر از خوب” نقاشی کند و راه خود را پیش گیرد. این فرصت را اطرافیان باید در اختیار او قرار دهند.
اثرات رنگها در افزایش کارایی و راندمان سازمان
شرایط محیط نقش بسیار مهمی در انجام کارها دارد. یک کار یکسان در دو شرایط و موقعیت جداگانه میتواند نتایج متفاوتی به بار آورد. عموماَ شرایط و موقعیتهای محیطی مساعد برای انجام کار و متناسب با نوع کار، روند انجام کار را سرعت میبخشد.
اولیـن نشانـه هـای هنر نـزد بشـر به دوران غـار نشیـنی او و حکـاکی تصاویر روی دیـواره غــارهــای لاسکو باز می گردد. این خود نشان دهنده نیاز و حساسیت انسان بدوی به جنبه های مختلف زندگی است که اگر بخواهیم آن را با مفاهیم امروزی بسنجیم پر بیراه نیست اگر بگوییم انسان از آغاز خلقت به دنبال مدیریت بر زندگی خویش بوده است. اما این پیوند مدیریت با هنر که ظاهراَ آن زمان به شکل نوعی دکوراسیون و هنر محیطی ظهور پیدا می کند؛ همچنین همزیستی انسانها با یکدیگر از یک سو و لزوم سازگاری وی با محیط پیرامونش از سوی دیگر ناخودآگاه سبب ظهور رهبری و مدیریت می شود. در واقع تاریخ مدیریت را باید از جایی بدانیم که انسان مالک می شود، خواه مالک یک غار و خواه صاحب یک خانواده، به هر تقدیر این روند با ظهور خاندان ها و قبایل از مدیریت به رهبری تغییری وجهه می دهد و با یکجا نشین شدن آدمی و ظهور تمدنهای اولیه به صورت جدی مفهوم مدیریت مطرح می شود. هرچند در آن زمان به این رهبری و مدیریت به عنوان یک علم نگاه نمی شد اما در بررسی تاریخ تمدن بشر گونه هایی جدیدی از مدیریت نظامی و مدیریت شهری را می توان یافت.
پس ازاعصاری که هنر و مدیریت نزد بشر رو به تکامل می نهد در دوران رنسانس به اعتلایی نسبی می رسد. این اعتلا نیز مرهون ظهور مشاغل و پیشه ها بود که در آن افراد به دنبال فروش بیشتر و در نتیجه مدیریت بهتر بوند و جالب تر آنکه تا این زمان هنر و مدیریت همپای هم و در کنار هم پیش رفته اند. اما تحول اساسی ذهن بشر پیرامون دو مفهوم هنر و مدیریت از انقلاب صنعتی و رونق کارخانه داری شکل می گیرد، یعنی زمانی که صاحبان مشاغل و کارخانه داران از یک سو به مفاهیم مدیریتی توجه نشان می دهند و از دیگر سو به نقش مهم هنر و چگونگی محیط کار گوشه نظری دارند. شاید همین امر هم باعث ظهور مفهومی به نام ارگونومی شد.
با ظهور هنر دکوراسیون و جدی شدن مفاهیم هنر محیطی در قرون اخیر بحث داغ سازگاری محیط کار با کارکنان قوت گرفت تا امروزه به صورت یک علم در کنار هنر به ادامه حیات بپردازد و جالب آنکه محکم ترین پیوند علم و هنر نیز در همین زمینه است.
در این نوشتار سعی نگارنده بر این است تا با بیان تجربیات و تعاریفی که از منابع بسیار محدود استخراج کرده است بپردازد و بیشتر با تکیه بر دانش و تجربیات هنری خود پلی را میان هنر و مدیریت ایجاد کند پلی که قصد ندارد تا مفاهیم مدیریت هنری و یا هنر مدیریتی را بررسی کند بلکه تلاش می کند تا نقش هنر را مدیریت سازمان واکاوی کرده و بر لزوم آگاهی نسبی مدیران از مفاهیم اولیه هنر تاکید کند.
این نوشتار مبتنی بر این فرضیه شکل گرفته است که به نظر می رسد نقش و کارکرد رنگ در سازمان به پویایی و افزایش کارایی سازمان منجر می شود و در پی پاسخ به این سوال است که آیا وجود حداقل اطلاعات هنری در یک سازمان و توجه مدیران آن به مفاهیم هنری می تواند باعث افزایش راندمان کاری سازمان شود یا خیر؟ و اینکه میزان این اثر گذاری تا چه حد است؟
امید آنکه علیرغم نقصان های فراوان علمی که باعث شد تا نتوانم نام مقاله را بر این سطور بگذارم و تنها به عنوان نوشتار بر آن تاکید کنم پاسخگوی سوال بالا باشد.
● شرایط محیطی عامل موثر در کار کردن
شرایط محیط نقش بسیار مهمی در انجام کارها دارد. یک کار یکسان در دو شرایط و موقعیت جداگانه میتواند نتایج متفاوتی به بار آورد. عموماَ شرایط و موقعیتهای محیطی مساعد برای انجام کار و متناسب با نوع کار، روند انجام کار را سرعت میبخشد. از عمومیترین شرایط محیطی ، نور ، فضا ، سروصدا و ... است. هر چند برای برخی مشاغل شرایط محیطی ویژه و اختصاصیتری نیاز هست. تحقیقات مختلف مربوط به حوزه روانشناسی صنعتی و سازمانی نشان میدهد انجام کار در محیطهای دارای نور مناسب ، تهویه هوای مناسب و فضای کافی تاثیر مثبتی روی شیوه عمل کارگران دارد.
اما لازم است پیش از هر چیز به تناسب محیط کار با آرایش ظاهری آن توجه شود بنابراین بهتر است تا به طبقه بندی مشاغل هم توجه کنیم. مشاغل مختلف را بر اساس ملاکهای متفاوتی میتوان تقسیم بندی کرد. ممکن است بر اساس اینکه مشاغل به چه شیوهای انجام میپذیرند؟ چگونه انجام میگیرند؟ چه ویژگیهایی برای افرادی که به این مشاغل میپردازند، درنظر گرفته میشود؟ مکانهایی که در آنجا انجام میگیرند و ... دسته بندیهای مختلفی وجود داشته باشد. اما در اینجا فقط به طبقه بندیهایی اشاره شده است که اثرات مستقیمی در چگونگی آرایش محیط کار دارد.
الف) طبقه بندی مشاغل بر اساس فعالیت فکری و بدنی
برخی از مشاغل مشاغلی هستند که عمدتا با نیروی جسمی سروکار دارند. و فرد در انجام آنها انرژی فیزیکی صرف میکند و عمدتا از اعضای بدن خود و بویژه دستها استفاده میکند. در مقابل کارهایی نیز وجود دارند که فعالیت فکری نقش بیشتری در آنها دارد. البته تفکیک این دو دسته از مشاغل نیز به این سادگی نیست. ما در کلیه کارها و فعالیتها چه بدنی باشند و چه نباشند به ناچار از نیروی فکر و توان ذهنی خود استفاده میکنیم.
همینطور در کارهایی که بیشتر به عنوان فعالیت فکری دسته بندی میشوند به نحوی از اعضای بدن خود نیز استفاده میکنیم. هدف از این دسته بندی نقش بیشتر هر یک از دو بعد فکری و بدنی در این فعالیتها است. برای یک نویسنده توان فکری اهمیت زیادی دارند هر چند از دستهای خود برای نوشتن استفاده میکند. و برای یک کشاورز که عمدتا کار بدنی انجام میدهد کار فکری نیز در مورد نحوه این اعمال بدنی اهمیت دارد.
ب) طبقه بندی مشاغل بر اساس ابزارهای مورد استفاده و مکان
برخی از مشاغل به ابزارهای خاص و یا مکان خاص نیاز دارند و برخی چنین محدودیتی را دارا نیستند و در هر گونه محیطی میتوان به انجام آن مشغول شد. برخی مشاغل نیاز به هوای آزاد دارند و برخی در محیطهای بسته قابل انجام هستند.
اما آنچه که در این طبقه بندی ها حائز اهمیت است تناسب است. اینکه نور، فضا، رنگ و سایر عناصر بصری موثر بر روحیه کارکنان در هر محیط چگونه باشد مهم است. ممکن است یک طراحی بسیار زیبا و حتی گرانقیمت در یک محیط کاری اثری مخرب داشته باشد. مثلا در یک محیط کاری مبتنی بر فعالیت های فکری که نیاز به آرامش ، تفکر و گفتگو باشد، وجود رنگ های گرم و بویژه قرمز نتایج خوبی نخواهد داشت.
● آشنایی با مفهوم و فواید ارگونومی
از آنجاییکه در ادامه مطلب اشاراتی به علم ارگونومی می شود، لازم است تعریف مختصری از این واژه ارایه دهم تا بهتر بتوان از مولفه های آن در کار استفاده نمود. به طور کلی ارگونومی علم هماهنگ کردن توان فیزیکی، توان روانی و محیط کار و تکنولوژی است. براساس این تعریف زمانی کارکنان دارای عملکرد مطلوبی هستند که بتوان در سازمان بین ابعاد و توان فیزیکی، روانی و محیط کار سازگاری و تعادل ایجاد نمود. به همین علت در مدل عملیاتی توسعه منابع انسـانی برای افزایش کارآیی و بهره وری عمدتاً از ارگونومی استفاده می شود و این به خاطر آن است که ارگونومی به مقدار زیادی موجب صرفه جویی در وقت و انرژی شده و کارکنان با حداقل صرف انرژی فیزیکی و روانی، حداکثر کار یدی و فکـــــری را برای سازمان به ارمغان می آورند.
برای استفاده از ارگونومی در افزایش بهره وری لازم است اقدامات زیر صورت گیرد:
۱) اندازه گیری ابعاد فیزیکی کارکنان از نظر قد، اندازه بدن، وزن و میزان چابکی و انعطاف پذیری بدن با ابزارها و وسایل موجود در علم پزشکی.
۲) اندازه گیری ابعاد و ویژگی های روانی و شخصیتی کارکنان که در این زمینه باتوجه به مطالعات و پیشرفتهای روان شناسی می توان کارکنان را از ابعاد و زوایای مختلف مورد شناسایی و تحلیل قرار داد. مولفه های روانی مورد نیاز در علم ارگونومی عبارت از ویژگیهای شخصیتی، علایق، رضایت شغلی، درون گرایی و برون گرایی، هوش عاطفی، هوش منطقی و انگیزه ها، ادراکات، مفروضات ذهنی واختلالات روانی فرد است.
۳) بررسی ویژگی های شغلی و ایمنی در مشاغل سازمانی که چه فعالیتهای ریز و درشتی و با چه ابعادی از حجم و کیفیت و در چه محدوده زمانی و نیز با چه تاثیرگذاری بایستی انجام شود.
۴) بررسی شرایــط ماشین آلات، تجهیزات و به طور کلی محیط فیزیکی کار. در ارگونومی مشخص کردن مولفه های فوق کار زیاد دشواری نیست و با برنامه ریزی و بکارگیری ابزارهای مربوطه می توان آن را انجام داد. آنچه برای عملیاتی کردن ارگونومی در افزایش بهره وری مهم است نحوه ترکیب و تنظیم مولفه ها است. در صورت وجود ناهماهنگی بین مولفه ها، عملکرد و بهره وری کارکنان تک بعدی شده و افت می کند ولی در صورت ایجاد هماهنگی بین مولفه های ذکرشده در توان کارکنان سینرژی ایجاد شده و عملکرد کارکنان به شدت افزایش می یابد.
همچنین این موارد باعث می شود تا در ادامه این مطلب و بخش اشاره به اثرات روانی رنگ در سازمان ارتباط بهتری برقرارشود.
بعضی از دستاوردهای واقعی عملیاتی شدن ارگونومی در کار را می توان چنین بیان نمود:
▪ افزایش رضایت شغلی؛
▪ خستگی کم و دل بستگی به کار؛
▪ سلامت جسمی و روانی کارکنان؛
▪ افزایش راندمان کاری و بهره وری؛
▪ صرفه جویی در انرژی روانی و جسمی؛
▪ هماهنگ شدن مشاغل با شرایط کارکنان؛
▪ تسلط بر محیط کار و مدیریت بر ابزارآلات.
▪ از این بحث مختصر می توان نتیجه گرفت رنگ ها مکمل خوبی برای افزایش اثرات مولفه های ارگونومی هستند.
● آشنایی با مفاهیم رنگ ها
▪ رنگ های سرد وگرم
شامل حس درونی رنگ هاست که از طبیعت الهام گرفته است
قرمز زرد نارنجی و بنفش مایل به قرمز گرم هستند و رنگ های آبی سبز و بنفش مایل به آبی از رنگهای سرد محسوب می شوند.
عموماَ ترکیب رنگهای هر گروه نیز به شرط عدم تمایل به تیرگی شدید از گرمی و سردی همان گروه تبعیت می کنند.
▪ تضاد رنگ ها
خصیصه ای از رنگ است که بستگی تام به مشخصات رنگ های مجاور دارد و عبارت است از اختلاف بین تیره و روشن در یک تصویر. اگر تضاد کم باشد تصویر مسطح دیده می شود و حالت عمق و برجستگی آن از بین می رود.
تضاد رنگ متعلق به شخصیت های شاد، پر تحرک و اجتماعی است و عدم تضاد مربوط به شخصیت های آرام، خنثی و تاثیر پذیر است. اما این تعبییر همه جا عمومیت ندارد بلکه به تناسب شرایط زمانی و مکانی متغییر است.
▪ مکمل
حالتی از همنشینی رنگ هاست که در آن رنگ ها دو به دو در کنار هم بیشترین هماهنگی و هارمونی را با هم ایجاد می کنند و بیننده را آزار نمی دهد. در عین حال خلا کمبود رنگ را پر می کنند.
برای درک بهتر باید به دایره رنگ توجه کنیم.
▪ اثرات روانی رنگ ها در محیط کار
تحقیقات کم و پراکنده ای پیرامون اثرات رنگ بر افزایش کارایی در سازمان و نیز مخاطبان سازمان انجام گرفته اما هیچ یک از این تحقیقات به صورت تخصصی به این موضوع نپرداخته است و همچنان این موضوع در مهجوریت به سر می برد. شاید دلیل اصلی آن تنوع حوزه های فرهنگی و مدیریتی در سازمانها باشد که در کنار توجه به ابعاد روانشناختی فردی ابراز نظر مطلق و علمی را دشوار می کند. اما از مجموعه این نظرات و با نگرشی بر منابع موجود که در پی نوشت این مطلب خواهد آمد مطالب زیر نوشته شده است.
ـ آبی
نشان از آرامش وخشنودی دارد. یکپارچگی و احساس تعلق و در برخی موارد امنیت و ثبات.
از نظر سمبلیک یا نمادین آبی نشانه آسمان، آب، و دریا است. خلق و خوی آرام و طبیعت زنانه و روشنی و درخشش دنیای باستان را نیز در خود دارد.
اثر روانی آن سرماست.
ادراک حسی آن طعم شیرین است. محتوای عاطفی ان ملایمت و اندام آن پوست است.
مناسبترین رنگ برای بیان معنای فلسفه، تفکرو تعقل است.
با تفاسیر بالا می توان دریافت که کارکرد اصلی این رنگ در سازمانهایی مبتنی بر فعالیت های فکری و یا سالن جلسات و اتاق فکر است.
ـ قرمز
رنگ انرژی است. نبض را تند می کند، فشار خون را بالاتر می برد. معنای آرزو می دهد و بیانگر میل و اشتیاق، هوس و هیجان است. از دیگر سو نماینده آرزوی شدید برای زندگی و تجربه گرایی است.
از نظر سمبلیک قرمز نماد خون و آتش است و طبیعت مردانه را به یاد می آورد.
اثر روانی آن گرماست.
ادراک حسی آن به صورت میل و اشتها و طعم تند بروز می کند و اندام آن ماهیچه های سخت و اندام های تناسلی است.
قرمز یک رنگ مادی است و مناسب برای بیان مفاهیم خطر، اراده و جنگ.
در سازمانهایی مبتنی بر فعالیت های جسمی استفاده می شود و البته از آنجاییکه رنگی معترض است در مجموعه های سیاسی نیز از آن استقبال می شود. در ارگونومی این رنگ را رنگ اخطار می نامند و باید به خاطر داشته باشید که استفاده نامناسب از آن بویژه به صورت تک رنگ و با شدت بالا موجبات استرس در محل کار را فراهم می کند. ترکیب ترام های تیره این رنگ در کنار رنگ های موسوم به سنگین مثل قهوه ای و سیاه مناسب برای شرکت های صنعتی مناسب است.
ـ زرد
رنگ تلقین است و می تواند دیگران را تشویق به انجام کاری کند؛ در حالی که قرمز رنگی محرک اما بدون تلقین است. زرد مانند قرمز نبض را تند می کند اما با اثر کمتر. زرد بیانگر روشنی، درخشش، شادمانی، حساسیت، توسعه طلبی بلا مانع،تکسین خطر و تنفر یا امید است ( اگر زرد در پس زمینه سیاه باشد تنفر و اگر در کنار سبز استفاده شود امید را نشان می دهد)
از نظر سمبلیک نماد خورشید، گرمای دلپذیر و در مسیحیت سمبل هاله جام شراب مقدس که عیسی مسیح در شب آخر زندگی سر کشید.
اثر روانی آن گرمای ملایم است.
ادراک حسی آن زنده دلی و اندام آن سیستم های عصبی و بینایی است. طعم زرد بیشتر گس است اما با ترکیب رنگ های روشن شیرین و با رنگ های تیره تلخ می شود.
زرد یک رنگ ماورایی و مناسب برای بیان مفاهیم ؛ توجه و دقت و شادی است.
در محیط های پویایی که قصد دارد تا جوانی و تحرک را نشان دهد به کار می آید و ترجیحا باید از هارمونی آن با رنگ های تیره خودداری کرد چرا که ترکیبی نا امید کننده را ارائه می دهد. این رنگ مناسب برای سازمانهای برونگرا، تجاری و فعالیت های مبتنی بر ارائه خدمات به مشتری است.
در ارگونومی این رنگ برای نشان دادن خطر مواد سمی به کار می رود.
رنگ های مکمل نیز بیشتر ترکیبی از موارد رنگ های اصلی هستند اما می توان آنها را نیز همانند موارد فوق دسته بندی کرد.
اما در این میان تنها رنگ سبز که رنگ نشاط و جوانی و سمبل محیط زیست است مناسب برای فعالیت سازمانهای فرهنگی است.
رنگ های سیاه و سفید یا خنثی هم بیشتر مفهوم بخش سایر رنگ ها هستند خواه با ترکیب و یا همنشینی.
از آنچه که در بالا گفته شد به راحتی می توان فهمید که رنگ غالب در سازمان شامل رنگ دیوارها، درها، پنجره ها، مبلمان و حتی رنگ بندی تابلوهای روی دیوار و سایر اقلام محیط کار چگونه باید باشد.
▪ نقش رنگ درآراستگی و ایمنی محیط کار و زندگی
رنگ پدیده ای است که از دو جنبه فیزیکی و شیمیایی مورد بحث می باشد و در جهان رنگ، کیفیت مشاهده رنگ ها از طریق قیاس و توسط چشم و مغز صورت می گیرد.
مشاهده رنگ یک واقعیت پسیکوفیزیولوژیکی می باشد که از واقعیت شیمیایی رنگ متمایز است، یعنی مساله رویت رنگ با ساختمان بنیادی رنگ تفاوت دارد.
همان گونه که ارتعاشات صوتی می تواند از راه گوش خوشآیند و لذت بخش و قابل درک باشند، رنگ نیز پدیده ای است که از راه چشم اثرات مفید یا مضری می تواند در مغز انسان داشته باشد و لذا مساله رنگ از بسیاری جهات بررسی می گردد به نحوی که:
۱) هنرمند به اثرات رنگ از نظر زیباشناسی توجه دارد و نفوذ معنوی رنگ و خلاقیت آنرا بررسی می نماید.
۲) روان شناس علاقه مند به شناسایی قدرت اثر تشعشعات رنگی روی مغز و روح آدمی است.
۳) فیزیولوژیست اثرات نور و رنگ را بر روی اعضا مختلف بدن مطالعه می نماید و مساله دیدن یکی از مسائل مورد مطالعه فیزیولوژیکی می باشد.
۴) شیمیست بر روی ساختمان ملکولی رنگ ها و رنگدانه ها و ذرات جسم سنگین و تهیه رنگ از مواد اولیه و غیره بررسی می نماید.
۵) و بالاخره فیزیکدان نوع انرژی- نوسانات- اختلاط انوار رنگی طیف- تجزیه نور- فرکانس و طول موج اشعه های رنگی و رده بندی رنگ ها و اندازه گیری آنها را مورد بحث قرار می دهد.
۶) در صنایع نیز رنگ به عنوان عامل کمکی در تامین ایمنی، وسایل ارتباطی ، تزیین، رمز و نشانه، حفاظت و نظایر اینها و برای مقصود معین به کار گرفته می شود.
از این تاثیر امروزه در ساختمان منازل مس************ی و دفتر کار استفاده می شود و برای انتخاب در کارگاه ها و ماشین ها بکار می رود زیرا انتخاب رنگ مناسب باعث ازدیاد قدرت کارگران و افزایش حجم تولید می گردد، به طوری که یک کارخانه جوراب سازی در آلمان توانست با استفاده از این مسئله تولید خود را ۲۰% افزایش بخشد.
▪ صفات رنگ و استفاده گوناگون از آن
مهمترین جزء نور رنگ است و هنگامی که رنگ به درستی استفاده شود علاوه بر محیط باز و خوشحال کننده می تواند به قابلیت دید هم کمک نماید چنانکه تزیین یا دکوراسیون با مفهومی خاص در مورد اطاق استراحت، اطاق غذاخوری و سینماها و خانه ها و کارخانجات و غیره همیشه مطرح است و از رنگ به نحو مطلوب استفاده می شود. رنگ ها نباید صرفاً به خاطر ارزش و تاثیر زیبایی ظاهری استفاده شود بلکه باید به لحاظ ارزش عملی آنها و استفاده برای مقصودی معین به کار می رود. با توجه به صفات رنگ تجربه شده است که رنگ های روشن خود را برجسته و بسیار نمایان نشان می دهند مانند رنگ زرد و قرمز و نارنجی که به رنگ های گرم شهرت دارند و این رنگ ها موثرترین و پرقدرت ترین رنگ ها برای علامت هشدار دهنده می باشند.
رنگ سبز نیز یک رنگ با قابلیت دید زیاد است و کمتر برجسته می نماید و خصلت جلب کمتری دارد.
رنگ سبز و آبی کاملاً مخالف رنگ قرمز می باشند و از رنگ های سرد و غیرزننده می باشند و آبی اساساً یک رنگ آرامش بخش است.
رنگ های ارغوانی و بنفش از رنگ های مجلل و فاخر می باشند. از این رنگ ها در پرده برداری از پیکره ها و مراسم ویژه مختلف استفاده می شوند و گاهی افسردگی را تداعی می نمایند و آرام بخش می باشند. بنفش کم رنگ از رنگ های جذاب می باشد.
قرمز تیره و بنفش تیره و سیاه تیره ترین رنگ ها است و قابلیت دید کمتری دارند و فضا را محدودتر نشان می دهند.
در کارگاه هایی که زن کار می کند و فقط کارکنان زن می باشند از رنگ های روشن و ملایم که جاذبه قوی دارند استفاده می گردد.
رنگ های گرم و روشن در کارگاه های فلزکاری نامناسب و غیرمعمول است مثلاً هیچ گاه معقول نیست که مثلاً برای دستگاه پرس از رنگ صورتی استفاده می شود.
▪ اثرات روانی پسیکولوژی رنگ
از دیر زمان اثر روانی رنگ در اشخاص مختلف مورد توجه دانشمندان بوده است و با مرور زمان گسترش یافته است. با یک آزمایش و تعویض رنگ ها بر روی پرده ای از یک سالن نمایش و کنترل حرارت و رطوبت سالن و اظهارات دو نفر ناظر رنگ ها در سالن در خصوص حرارت و مطبوعیت رنگ ها و کنترل نبض و درجه حرارت بدن آنها در هر ۱۵ دقیقه ثابت گردیده است که با تغییر رنگ ها در هر ۱۵ دقیقه درجه حرارت بدن و نبض دو نفر ناظر صفحه مرتباً تغییر یافته است.
و نیز ثابت شده است جعبه هایی که رنگ روشن و باز دارند کمتر سنگین بوده و جعبه های سیاه رنگ سنگینی بیشتر دارند و همچنین اطاق هایی از بیمارستان ها که رنگ آبی دارند و یا شیشه های آبی رنگ دارند اثر خوبی روی بیماران دارد و به همین دلیل است که اطاق عمل جراحی در بیمارستان ها به رنگ آبی می باشد.
برای رنگ آمیزی کاغذ تحریر و مطبوعات نیز مطالعات زیادی شده است. اشخاصی که نزدیک بین هستند و چشم آنها در مطالعه زیاد خسته می شود باید کاغذهای سبز و آبی به کار برند که بسیار مناسب است.
این رنگ ها در کارخانجات هم مناسب اند چون خستگی کارگران را کم نموده و سردرد آنها را رفع می نماید و مانع از حرکات نامناسب می شود.
▪ رنگ های ایمنی
چشم به طور طبیعی به طرف روشن ترین و رنگین ترین بخشی که در دیدش قرار می گیرد جلب می شود. سیاه و سفید حداکثر تضاد را دارند. تلفیق سیاه و زرد تاثیر بصری بیشتری دارد و به همین مناسبت برای مشخص کردن موانع و محدوده های خطر از علامت راه راه سیاه و زرد استفاده می شود.
در کارخانجات علائم هشداردهنده اظطراراً می بایست در معرض دید قرار گیرد و واضح باشد و این علامت ها از لحاظ دید و رنگ باید کاملاً شاخص از محیط اطرافشان باشد و قرار گیرد و نیز حداکثر درخشندگی را هم داشته باشند.
عملاً برای سطوح عمودی مانند بام، سقف، دیوارها، تیرهای ساختمانی، ستون و خرپاها از رنگ هایی مانند خاکستری یا سیاه و یا سفید استفاده می شود تا رنگ های جلب توجه کننده به خوبی از آنها متمایز باشد.
در صنایع سنگین که احتمال خطر زیاد دارند مانند صنایع نورد، لوکوموتیو، عمل رنگ در درجه اول اهمیت است. در صنایع سبک مانند کارگاه های بافندگی، مونتاژ، صنایع مربوط به ساختن ترانزیستور از جنبه های تزئینی رنگ بیشتر استفاده می گردد.
سقف کارگاه معمولاً بزرگترین سطحی است که از کف کارگاه دیده می شود و با رنگ زرد می توان یک محیط آفتابی و گرم ایجاد نمود و نقاشی کرد. تیرهای سقف و خرپاها را با سفید می توان نقاشی نمود. در سطوح سقف و دیوارها گاهی از قرمز استفاده می شود تا نوعی احساس گرمی و شعف و مسرت نمایند و رنگ قرمز برای قسمت های توزیع مواد و ابزار و سکوهای بارگیری قابل قبول می باشد. قرمز موثرترین رنگی است که برای ضروری ترین علایم خطر( مانند برق، ترانسفورماتور پایه ها و کابل های هوایی و غیره مورد استفاده می باشد. )
برای علامت آتش نشانی، محفظه وسایل آتش نشانی و جرثقیل ها و امثال اینها رنگ قرمز مورد استفاده قرار می گیرد و چنانچه از این رنگ در سطحی وسیع به عنوان تزئین استفاده شود تاثیر قاطع خود را به عنوان رنگ هشداردهنده از دست می دهد و به تدریج برای اشخاص، عادی می شود و مفهوم خاص دیگری نخواهد داشت.
از لحاظ براقی رنگ در رنگ آمیزی سقف و دیوارها یک جلای مات بهترین رنگ از لحاظ دید و پراکندگی ناموزون نور است.
رنگ آمیزی دیوار و سقف به رنگ روشن با بازتاب زیاد و رنگ های تیره و ستون های ساختمان به رنگ های خنثی" مانند خاکستری" زمینه ای را بوجود می آورد که در آنها علامت هشداردهنده مشخصی را نشان می دهد.
امروزه ثابت شده است که ماشین کارخانجات اگر با رنگ های بخصوصی علامت گذاری و رنگ شوند از بسیاری از خطرات احتمالی جلوگیری می نماید چون توجه و دقت شخص بیشتر گشته و از خود بهتر دفاع می کند و در نتیجه خطر کم می شود و به همین لحاظ رنگ های نامبرده در زیر را برای خطرهای مختلف تعیین نموده اند که جنبه بین المللی دارد:
ـ رنگ زرد برای خطرهای مکانیکی
ـ رنگ لیمویی برای خطرهای حرارتی
ـ رنگ آبی برای توجه و دقت
ـ رنگ سبز برای امنیت
ـ رنگ قرمز برای آتش سوزی و خطرات شدید
نور نیز اهمیت به سزایی دارد و اثر آن در رنگ مورد توجه است چنانکه در نتیجه رنگ آمیزی نامتناسب شیئی و یا وجود بعضی از پرتوهای اجاق بخاری، رنگ را تغییر می دهند.
مثلاً در نور مصنوعی اغلب رنگ های آبی تبدیل به خاکستری می شوند و در نتیجه تزئین و دکوراسیون اطاق و ساختمان نتیجه معکوسی خواهد داشت و آن نتیجه ای که مورد نظر است نمی هد.
کارخانجات وسایل الکتریکی سعی نموده اند لامپ های تعبیه نمایند که تا اندازه ای از تغییر رنگ جلوگیری گردد و از رنگ های مطلوب استفاده شودکه متخصص و دکوراتور می تواند در این مورد راهنمایی لازم را بنماید و خانواده ها در اثر تجربه نیز می توانند نتیجه مطلوب را در رابطه نور با رنگ به دست آورند.
از آنچه که گفته شد به راحتی می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که توجه به رنگ در محیط کار منجر به افزایش راندمان کاری و کاهش صدمات ناشی از ناهنجاری های محیط کار می شود. البته نباید نگاهی مطلق گرا داشته باشیم چرا که در کنار این آرایش و رنگ بندی توجه به سایر عوامل انسانی و محیطی بر روند کار اثرگذار است همچنین توجه جدی به مفاهیم رنگ در ملل مختلف و فرهنگ های گوناگون را نیز نباید فراموش کرد.
در پایان باید گفت که بهترین پشتوانه برای این نوشتار تحقیقات عملی و لابراتواری است که امیدوارم بزودی شرایط آن محقق شود.
تأثير رونشناسي رنگ بر دکوراسيون
آیا می توانید دنیای اطراف خود را بدون وجود هیچ گونه رنگی تصور کنید؟ هر رنگ تاثیر فیزیکی و روحی خاصی را بر روی بیننده می گذارد و افراد واکنش های متفاوتی نسبت به رنگ های مختلف از خود نشان می دهند. محققان تاکنون نتوانسته اند یک سیستم منسجم جهانی که قادر به دسته بندی کلیه واکنش های افراد نسبت به رنگ های مختلف باشد را پایه ریزی نمایند و معتقدند که عکس العمل افراد به فاکتورهای متعددی نظیر فرهنگ، جنسیت، سن، موقعیت احساسی و ذهنی، تجربه های خاص فردی بستگی دارد. البته نوع و شدت این واکنش ها نیز منحصر بفرد است. روانشناسی رنگ ها یک شاخه نظری نیست که تنها به بخش آکادمیک محدود شود، بلکه گستره تحقیقات این حوزه در زندگی روزمره عموم مردم نمود پیدا می کند. روانشناسی رنگ ها در دنیای تجاری امروز حائز اهمیت است و می توان اظهار داشت که هر چیزی را که در اطراف خود می بینیم به گونه ای در ارتباط مستقیم با این علم است.
چرخه رنگ
نگاهی به رنگ هایی که در زیر لیست کرده ایم بیندازید، چند ثانیه صبر کنید و با خود بیندیشید که هر کدام از آنها چه احساسی در شما ایجاد می کنند، بعد هم ادامه مطلب را بخوانید تا ببینید واقعیت چیست. این امکان وجود دارد که با تغییر حالات درونی، ویژگی های فردی، و سایر فاکتورهای آماری برخی احساسات فردی دستخوش دگرگونی قرار گیرد. به عنوان مثال اگر کسی در اعماق اقیانوس ها گیر افتاده باشد و تا مرز غرق شدن پیش رفته باشد، به احتمال زیاد آبی به عنوان رنگ آرامبخشی برای او به شمار نمی رود. از سوی دیگر یک دختر خانم 8 ساله از هر رنگی بجز صورتی ایراد می گیرد. حال اجازه دهید نگاهی به 8 رنگ اصلی مداد رنگی داشته باشیم.
قرمز
قرمز یکی از رنگ هایی است که اکثر افراد ارتباط قوی با آن برقرار می کنند و واکنش شدیدتری نسبت به آن نشان می دهند. احساساتی نظیر قدرت، رشادت، تخطی، بر انگیختگی جنسی و هیجان به آن نسبت داده می شود. قرمز ضربان قلب را افزایش داده و میزان انرژی را بالا می برد؛ و تنها هاله هایی از رنگ قرمز بر روی هر چیزی می تواند توجه بیننده را به آن جلب نماید. چه علامت خطر، چه روز ولنتاین، به هر حال قرمز آنجاست تا حواس شما را خود جلب کند و چشمانتان را خیره سازد.
نارنجی
نارنجی هم می تواند واکنش های جدی را برانگیزاند. افراد در برابر نارنجی دو واکنش نشان می دهند: یا عاشق آن می شوند یا از آن متنفر می شوند. نارنجی اصولا با زرق و برق، اشتعال، توانایی، انرژی، گرما، و آسایش در ارتباط است.
زرد
زرد رنگ خوشحالی، شادی، خرسندی، و سعادتمندی است. مردم اصولاً با مشاهده این رنگ اشتیاق، وجد و سرور، انرژی، خوش بینی، نیک اندیشی، و شور را تجربه می کنند. برخی از ترکیبات و سایه های زرد می توانند فرد را از نظر ذهنی تحریک کرده و خلاقیت او را افزایش دهند، اما از طرفی برخی از ترکیب های زرد نیز وجود دارند که ممکن است سبب ایجاد ترس، وحشت، اضطراب، و نگرانی شوند.
سبز
سبز بیشتر برای به تصویر کشیدن عناصر سمبلیک مورد استفاده قرار می گرد و بعد از آبی دومین رنگ پر طرفدار در میان عموم افراد است. سایه های طبیعی سبز حس تازگی، طراوت، نو شدن، تعادل، آرامش، و تسکین را به افراد القا می کند. ترکیب نادرست سبز ممکن است احساساتی نظیر بی حالی و ناخوشی، را در فرد ایجاد کند. به طور کلی سبز معمولاً نماد مفاهیمی نظیر: صلح، افتخار آفرینی، خوش شانسی، و باروری و حاصلخیزی است.
آبی
اکثریت قریب به اتفاق مردم موافقند که: "آبی بهترین رنگ" است. شاید به آن خاطر باشد که مشاهده این رنگ سبب ایجاد هورمون های شیمیایی خاصی در بدن می شود که آرامش را ارتقا می بخشند. آبی اصولاً با احساساتی نظیر: اعتماد، اطمینان، صداقت، وفاداری، منطق، آرامش، سکون و سکوت، و توجه و تمرکز همراه است. باید توجه داشت که برخی از ترکیبات رنگ آبی اثرات پویاتر و پرتحرک تری دارند و برخی از آنها سردتر و دور از دسترس می نمایند. در برخی پژوهش ها اثبات شده که آبی توانایی کارمندان و ورزشکاران را نیز افزایش می دهد.
بنفش
بنفش عموماً حد تعادلی میان انرژی و هیجان قرمز و آرامش و سکون آبی ایجاد می کند. گاهی برخی از سایه روشن های بنفش ذهن افراد را درگیر می کند و آنها را مضطرب کرده و از آنها افراد درون گرای افراطی می سازد و از اینرو به سوی کسب عرفان، معرفت، دانش پیش می روند.
مشکی
مشکی یک رنگ کاملاً قدرتمند است و با خود سلطه طلبی و قدرتمندی را به ذهن القا می کند. در برخی از فرهنگ ها این رنگ افراد را به یاد از دست دادن جان عزیزانشان می اندازد.
قهوه ای
قهوه ای احساس سادگی، طبیعی بودن، ثبات، استحکام، استواری، و پایداری را ایجاد می کند. مردم اصولا به رنگ قهوه ای اطمینان دارند و به آن اعتماد می کنند.در زندگی روزمره با رنگ های بسیار زیاد دیگری نیز برخورد می کنیم و این موارد تنها چند نمونه از رنگ های اصلی تر بودند. رنگ ها را می توان نسبت به میزان اشباع شدگی (به این معنا که یک رنگ تا چه اندازه تیره –پر رنگ- و یا روشن-کمرنگ- هستند) و همینطور شفافیت (به این معنا که چه مقدار مات و براق هستند) نیز به گروه های دیگری تقسیم کرد.
منزل و رنگ
روانشناسی رنگ ها می تواند فاکتور مهمی هم در فضای داخلی و هم در فضای خارجی خانه ها به شمار رود. به عنوان مثال اگر قصد فروش خانه خود را دارید یکی از بهترین کارهایی که می توانید برای جذب مشتری بیشتری انجام دهید رنگ کردن است. رنگ سفید یکی از گزینه هایی است که با انتخاب آن می توانید امید بیشتری به سریعتر فروش رفتن خانه خود داشته باشید.
ابتدا اجازه دهید در مورد فضای خارجی بحث کنیم. اصلاً مهم نیست که شما تا چه اندازه عاشق رنگ نارنجی یا بنفش هستید، اما به هیچ وجه برای رنگ کردن نمای خارجی خانه خود از آنها استفاده نکنید. در زمان فروش هم باید ببینید که خریدار از چه رنگی خوشش می آید. همچنین رنگ نمای خانه های اطراف نیز مهم هستند و رنگ خانه شما باید حتماً با آنها هماهنگی داشته باشد. خانه ای که نمای آن رنگ نامتعارفی داشته باشد می تواند زیبایی کل خانه های محله را بگیرد. در این قسمت چند پیشنهاد برای رنگ نما می دهیم:
سفید استخوانی آبی کرم بژ سبز زرد
در انتخاب رنگ در و پنجره نیز باید دقت کنید. اگر آنقدر بودجه ندارید که کل خانه را رنگ کنید، بهتر است فقط درها و پنجره ها را رنگ کنید. در این میان درب ورودی از سایر بخش ها مهم تر است. رنگ آنرا از میان خانواده رنگ های گرم انتخاب کنید که هر کس وارد خانه می شود با دیدن درب ورودی خوش آمد گرمی را احساس کند. آجری، قهوه ای سوخته و آبی و سبز پر رنگ جزء بهترین گزینه ها محسوب می شوند.
در فضای داخلی هم همین مطالب صدق می کنند. رنگ های روشن و خنثی اتاق را روشن تر و بزرگتر جلوه می دهند و مثل همیشه سفید جزء اولین گزینه هاست. مشاهده رنگ های مختلف در خانه و تاثیر آنها بر روی حالات فردی پیش از انتخاب رنگ برای فضای داخلی خانه حتماً به مبحث روانشناسی رنگ ها توجه داشته باشید. با این کار هم حالت های روانی ساکنین خانه تعدیل می گردد و هم هر کس وارد خانه شما می شود احساس صمیمیت بالاتری را از جانب شما دریافت می کند. در اینجا توضیح مختصری در مورد بهترین گزینه های رنگی اتاق های مختلف را در اختیارتان قرار می دهیم:
قرمز: مشاهده قرمز فشار خون و ضربان قلب را بالا می برد. در عین حال اشتها را نیز زیاد میکند. اگر دقت کرده باشید می بینید که در بسیاری از رستورانها از این رنگ استفاده می کنند. بنا براین بهترین گزینه برای رنگ کردن اتاق غذاخوری است.
توجه: مراقب ترکیب رنگی قرمز و سایه روشن های آن باشید. قرمز کمرنگ معمولاً واکنش ها منفی را در افراد ایجاد می کند، و تابلوهای اخطار هم این رنگی هستند. پس سعی کنید تا جایی که می توانید از قرمز پر رنگ استفاده کنید.
نارنجی: خصوصیاتی شبیه قرمز دارد اما در عین حال حس گرما و صمیمت ایجاد می کند. می توانید در اتاق نشیمن و جایی که افراد خانواده دور هم جمع می شوند از آن استفاده کنید.
زرد: آفتابی و روشن و می تواند در اتاق های خانوادگی مورد استفاده قرار بگیرد. همچنین برای پر نور جلوه دادن فضاهای کم نور مثل راهرو و کوریدور نیز مناسب است.
آبی: رنگ آرامبخش، تسکین دهنده، ریلکس کننده. به همین دلیل پزشکان سعی می کنند در مطب خود از این رنگ بیشتر استفاده کنند. بهتر است در اتاق خواب و سرویس بهداشتی حمام و دستشویی مورد استفاده قرار بگیرد. از آنجایی که جلوی اشتها را می گیرد، برای اتاق غذاخوری مناسب نیست.
سبز: رنگ چند منظوره: هم می تواند گرما و حرارت ایجاد کند هم آرامش و خوشی. سبز همان احساسات آبی را در بر دارد با این تفاوت که قدری گرم تر و انعطاف پذیرتر است. باز هم اگر دقت کرده باشید می بینید که در اتاق عمل از این رنگ استفاده می کنند . سبز کمرنگ برای اتاق خواب و نشیمن مناسب است و ترکیب های پر رنگ تر برای آشپزخانه و غذاخوری خوب است. این رنگ در ارتباط با غذا و سلامتی هم هست.
بنفش: کسانی که طرفدار این رنگ هستند می توانند از آن در اتاق مطالعه و غذا خوری استفاده کنند. والدین می توانند فضای بازی بچه هایی که این رنگ را دوست دارند استفاده کنند.در پایان باید به این نکته اشاره کنیم که سلیقه رنگی افراد متفاوت است و اطرافیانتان بسته به رنگ هایی که از شما می بینند برداشت خاصی می کنند. 60% از پذیرش و یا عدم پذیرش هر چیزی توسط یک انسان با توجه به رنگ ها انجام می پذیرد.
کاربرد رنگ و مغهوم آ(خلاصه کتاب هنر رنگ ایتن)
مقدمه:
تئوگیمبل در کتابش بهنام ‘شکل، صوت، رنگ و شفا’ مىگوید: در آغاز ظلمات مقدس حکمفرما بود و از این ظلمات نور سر برآورد. نور و تاریکی، رقص آفرینش را به پایکوبى برخاستند و بدینگونه رنگهاى طیف متولد گردیدند.
حدود هشتاد هزار سال پیش بشر موفق به رنگ کردن اشیاء شد؛ که در ابتدایىترین شکل آن تنها دو رنگ سیاه و قرمز بود.
تا اوایل قرن هیجدهم میلادى رنگ کردن اشیاء بیشتر جنبهٔ هنرى و تشریفاتى داشته و نقاشى با الهام از طبیعت صورت مىگرفته است.
گفته مىشود که چشم انسان قادر است حدود دو میلیون رنگ را از یکدیگر متمایز بنماید و تشخیص دهد.
ادامه مقاله در ادامه مطلب
یوهانس اتین در کتاب خود بنامه ‘هنر رنگ’ که در سال ۱۹۶۱ م در آلمان بهچاپ رسیده، نوشته است: رنگ همهٔ مواهب خود را به همه تقدیم مىکند ولى رموز نهانتر خود را فقط براى شیفتگان واقعى مکشوف مىسازد و تنها کسانى که عاشق رنگ هستند مىتوانند زیبایى و کیفیت ذاتى آن را درک نمایند.
بهگفته تاریخ مصریان قدیم اولین سازندگان رنگ در جهان شناخته شدهاند و رنگرزى براى اولین بار در چین حدود ۳۰۰۰ سال ق . م آغاز شد.
امروزه مسلم گردیده که رنگ همانند نور داراى سرعت، طول موج، حالات ارتعاشى و تداخلى و خاصیت موجى است و اثر ذهنى و روانى در ارتباط با مغز و قوهٔ بینایى دارد و مىتواند به اشیاء بُعد و جسمیت ببخشد.
واژهٔ رنگ مترادف کلمهٔ انگلیسى Hue یا Colour، پدیدهاى است فیزیکى که در اثر تابش و رفتار انعکاسى نور در برابر چشم ناظر، ظاهر مىشود و پدیدهاى است عینى و روانی. اما واژهٔ رنگ مترادف با pigment و colorant به معنى رنگدانه و رنگدهنده است که ارتباط با خواص فیزیکى و شیمایى مولکولهاى رنگدار دارد و ماهیت رنگ را مورد بررسى قرار مىدهد.
امروزه مسلم گردیده که رنگ همانند نور داراى سرعت، طول موج، حالات ارتعاشى و تداخلى و خاصیت موجى است و اثر ذهنى و روانى در ارتباط با مغز و قوهٔ بینایى دارد و مىتواند به اشیاء بُعد و جسمیت ببخشد.
درخشندگى درجه تیرگى و روشنى را مشخص مىسازد. بیشترین درخشندگى متعلق به رنگ زرد است و کمترین را بنفش دارد. اشباع میزان خلوص فام آن را مشخص مىکند. در طبیعت خلوص رنگى بهندرت وجود دارد.
رنگهاى داراى صفات فام، درخشندگى و اشباع هستند. رنگهاى اصلى در واقع فامهاى اولیه هستند که شامل زرد، قرمز و آبى مىشوند و از ترکیب آنها فامهاى ثانویه بدست مىآید.
نقاشان در گذشته بسیارى از تأثیرات رنگ را بدون آگاهى بهکار مىبردند. ولى با مطرح شدن نظریههاى رنگ، راهحلهاى تازهاى در باب حجم، نور، فضا و حرکت در اختیار نقاشان قرار گرفت.
ماهیت رنگ:
هررنگ محصول بازتاب محدوده ای از طیف نور سفید به چشم ماست. به طور مثال همه رنگ های طیف نورسفید پس از تابیدن به گل سرخ جذب می شوند به جز رنگ قرمز که به سوی چشم ما منعکس می شود.
رنگ ها چگونه به وجود می آیند؟
رنگ ها در نور به وجود می آیند. نور خورشید بی رنگ است و رنگین کمان نشان می دهد که تمام رنگ های در نور سفید وجود دارند. نور از خورشید می آید و به اشیاء برخورد می کند و از شیء به چشم و بعد از آن به مغز می رسد. دقیق ترین تعریف علمی رنگ این است که رنگ یک انعکاس مرئی است که در اثر عبور یا انتشار یا بازتاب ترکیب رنگ ها توسط اشیا به وجود می آید.
خواص رنگ:
رنگ ها دارای خواص زیر می باشند:
۱- شدت رنگ: که مربوط به پر رنگی و کم رنگی آن است. رنگ های اصلی دارای بالاترین شدت رنگ یا درخشندگی می باشند.
۲- ارزش رنگ: روشنی یا تاریکی رنگ های مختلف را ارزش رنگ می گویند. رنگ های تاریک تر و شفاف تر از نظر بصری سنگینی و وزن بیشتری از رنگ های روشن تر و خفه تر دارند. رنگ های تیره به نظر کوچک تر از رنگ های روشن می آیند.
۳- ته رنگ (Hue) هیو: هیو اسامی رنگ های مختلف مثل قرمز، آبی و یا سبز است.
اقسام رنگ:
به طور کلی رنگ ها به سه دسته اصلی تقسیم می شوند:
۱) رنگ های خنثی
۲) رنگ های گرم
۳) رنگ های سرد
رنگ های خنثی:
رنگ های خنثی رنگ هایی هستند که در طیف رنگی وجود نداشته و از ترکیب رنگ های دیگر به وجود می آیند و می توانند اثرات مثبت یا منفی داشته باشند. سیاه، سفید، خاکستری، بژ و قهوه ای رنگ های خنثی هستند.
رنگ های گرم:
رنگ های گرم محرک سیستم عصبی بوده و احساسات را تشدید می کنند. این دسته از رنگ ها به وضوح قابل رویت بوده و موجب جلب توجه می گردند. رنگ های قرمز، نارنجی، زرد، و ارغوانی رنگ های گرم هستند.
رنگ های سرد:
رنگ های سرد رنگ های آرامش بخش هستند و هارمونی آن ها در محیط های مختلف بیش تر است و زیاد درچشم نیستند. رنگ های آبی، نیلی، سبز از جمله رنگ های سرد هستند.
رنگهاى اصلى (اولیه):
رنگهاى اصلى شامل سه رنگ زرد، آبى و قرمز است که با این سه رنگ مىتوان همهٔ رنگهاى موجود در طبیعت را – حتى رنگ سیاه – بهدست آورد. البته حضور رنگ سفید الزامى است.
از ترکیب رنگهاى اصلى رنگهاى ثانویه به دست مىآید:
نارنجى <- زرد + قرمز
رنگهاى ثانویه بنفش <- قرمز + آبى رنگهاى اصلى
سبز <- آبى + زرد
رنگهاى مکمل:
رنگهاى مکمل در واقع نوعى تضاد هستند که به هنگام مشاهده همدیگر را طلب مىکنند و در کنار هم ایجاد تحرک مىکنند و یکدیگر را کامل مىکنند. هرگاه دو رنگ مکمل باهم ترکیب شوند نتیجه خاکسترى خواهد بود و تحرک آن از بین خواهد رفت و رنگى خنثیٰ بدست خواهد آمد.
اما دو رنگ مکمل در کنار هم موجب درخشانى و جلوه یکدیگر هستند. در طبیعت رنگهاى مکمل در کنار هم به زیبایى مشاهده مىشوند چنانکه گل سرخ در میان انبوهى از برگهاى سبز قرار دارد. تضاد رنگهاى مکمل از سادهترین تضادهاست.
رؤیت یک رنگ باعث مىشود تا مکمل آن رنگ بر روى رنگ همجوار آشکار گردد. مىتوان همهٔ رنگهاى مکمل را دو به دو با نسبتهاى نامساوى و مساوى با هم ترکیب نمود و طیف وسیعى از خاکسترىهاى رنگى بهدست آورد.
مکمل رنگ قرمز <- رنگ سبز (آبى + زرد)
مکمل رنگ زرد <- رنگ بنفش (آبى + قرمز)
مکمل رنگ آبى <- رنگ نارنجى (زرد + قرمز)
کنتراست صد در صد رنگ -این تضاد مبین کنتراست صد در صد حاصله از رنگ مى باشد (جدا از کنتراست تیره-روشنی) و در عین حال همان کنتراست همجوارى دو رنگ مکمل اند که از طرفى در مورد بعضى رنگها در تضاد با تاثیرات هماهنگى قرار مى گیرند.
تصویر گامى هماهنگ از خاکسترى هایى است که از ترکیب رنگهاى مکمل بوجود آمده اند.گام مزبور ترکیب شده از دو جفت رنگ مکمل نزدیک به هم مى باشد که خاکستری-در همین گام-بر دو جفت دیگر غالب است.
رنگ و کنتراست:
کنتراست به معنای تضاد است و یکی از اصلهای پایهای رشتههای گوناگون هنر است
تضاد و کشمکش متقابل عناصر اثر هنری موجب برقرار شدن ارتباطی منطقی ولی متضاد بین اجزا میشود و در تاثیرگذاری اثر بسیار موثر است، چرا که درک انسان از بسیاری چیزها با تجربه و مقایسهٔ شکل، کیفیت، و معناهای آنها به دست میآید
تغییر تدریجی مقدار کنتراست در یک عکس
در هنرهای تجسمی نظیر نقاشی، عکاسی و گرافیک کنتراستهای رنگ، تیرگی-روشنی، اندازه، جهت، بافت، پهنی-باریکی، هندسی-غیرهندسی و … به کار میرود و اثر هنری را تاثیرگذار میکند
برای نمونه، رامبراند معمولا از کنتراست شدید تیرگی-روشنی بهره گرفته و با تابانیدن نور در بخشهای مورد نظرش که در میان سایههای تیره وسیع در تابلو قرار گرفتهاند، بر این بخشها تاکید میکند.
تأثیر روانى رنگها:
از دیرباز تأثیر روانى رنگها در اشخاص مختلف مورد توجه دانشمندان بوده است؛ مثلاً ثابت شده که اتاقهاى آبى در بیمارستانها یا شیشههاى آبى رنگ روى بیماران تأثیر مثبتى بهجاى مىگذارد و یا رنگهاى سبز و آبى خستگى را کاهش مىدهند. رنگهاى سبز و آبى از رنگهاى سردند و آبى رنگ آرامش است.
رنگهاى بنفش و ارغوانى از رنگهاى مجلل و فاخرند و بنفش رنگ وقار و عفتنفس است. قرمز تیره و بنفش تیره و سیاه قابلیت دید کمترى دارند و فضا را محدودتر نشان مىدهند. قرمز سمبل زندگی، قدرت و نشاط است اما براى اشخاص عصبى مناسب نیست. نارنجى سمبل انرژى است و لیموئى اشتهاآور است و براى اشخاص عصبى مناسب مىباشد. رنگ سبز و آبى توأماً باعث شادى مىشوند، براى همین است که دریا و سبزه موجب تسکین اعصاب و رفع خستگى روان است.
تلفیق رنگ سیاه، و زرد تأثیر بصرى زیادى دارد و براى مشخص کردن موانع و محدودههاى خطر استفاده مىشود.
در روانشناسى نوین، رنگها یکى از معیارهاى سنجش شخصیت بهشمار مىآیند؛ چرا که هر یک تأثیر خاصى در روح و جسم هر فرد باقى مىگذارند و نشانگر وضعیت روانى و جسمى وى هستند انسان از روزگاران دور تحت نفوذ و تأثیر رنگهاى پیرامون خویش بوده و در طى صد و چند سال گذشته که صنعت رنگسازى به اوج تحول خود رسیده، این تأثیر دو چندان شده و در همهٔ ارکان زندگى انسانها رخنه کرده است. این استفاده روزافزون از رنگها تحول زیادى در زمینهٔ روانشناسى رنگ پدید آورده است.
ترکیب رنگها:
با استفاده از ترکیب رنگهاى اصلى و رنگهاى ثانویه و سفید و سیاه، ترکیبات رنگى متعددى بهدست مىآید – رنگهاى اصلى قرمز، زرد، آبى و رنگهاى میانى سبز، نارنجی، بنفش و رنگهاى خنثى سیاه و سفید.
علاوه بر این ترکیبات، مىتوان از مخلوط کردن هر رنگى با رنگ یا رنگهاى دیگر، بسته به مقادیر مخلوط کردن هر رنگ، ترکیبات بىشمارى بدست آورد، که شکل استاندارد نداشته باشد.
هماهنگ کردن رنگها یعنى تلفیق یک رنگ با رنگهاى دیگر و یا تلفیق بین چند رنگ به قصد ایجاد کلیتى دلپذیر براى روح و روان بیننده و ایجاد نظم با تقلید از طبیعت. از اینرو هماهنگى رنگها باید در نظر گرفته شود. در این هماهنگى غالب بودن یک رنگ بهطور نسبى الزامى است.
ترکیب رنگ ها
(قرمز+ زرد)= نارنجی. (صورتی+ زرد)= کرم. (قرمز+ سفید)= صورتی. (قرمز+ مشکی)= زرشکی. (آبی+ مشکی)= سورمه ای. (آبی+ سفید)= آبی کمرنگ. (سبز+ مشکی)= سبز یشمی. (نارنجی+ قهوه ای)= حنایی. (سفید+ سیاه)= خاکستری. (قرمز+ آبی)= بنفش. (قهوه ای+ قرمز)= گلبهی. (سفید+ زرد)= شیری. (قرمز+ مشکی+ زرد)= قهوه ای روشن. (بنفش+ قرمز)= سرخابی. (قرمز+ سبز)= قهوه ای.
کاربرد رنگ در ارگونومی:
رنگ ها بخشی از زندگی ما هستند. تأثیر رنگ بر زندگی بیش از حد تصور انسان است، تنها گوشه ای از اثر آن را در روحیات، کار، خستگی، حوادث، هنر و ادراک انسان مشاهده می کنیم. باتوجه به اثرات بسیار رنگ در سیستم های مختلف و نقش آن در طراحی و توسعه سیستم های انسانی، ارگونومی و مطالعه ی ویژگی های رنگ ها، اثرات آن بر انسان و روانشناسی او و فرآیند دریافت و تحلیل رنگ ها، برای مهندسان صنایع و طراحان سیستم های صنعتی-خدماتی لازم است. پژوهش دانشمندان نشان می دهد، رنگ ها همان گونه که بر روح و روان آدمی تأثیرات گوناگونی می گذارند، جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می دهند.
رنگ و زندگی حرفه ای:
الف) رنگ و لباس های اداری: لباسی به رنگ خاکستری تیره، مشکی یا آبی سیر بپوشید تا شخصی موفق، آگاه و جدی بنظر برسید. پیراهن سفید و ساده احترام و رسمیت را برای شما به ارمغان خواهد آورد. پیراهن بژ و یا غیر سفید، چهره محافظه کارانه ملایم تری را از شما ارائه خواهد نمود.
ب) رنگ و دفتر کار: دیوارهای آبی کمرنگ نسبت به سفید بیشتر تولید آرامش نموده و بیشتر جلب توجه می کند. اسباب اثاثیه زرشکی یا ارغوانی تیره محیط کارشما رامجلل جلوه خواهد داد.
پ) ارتباط و وابستگی: اگر دقت کرده باشید لباس افراد پلیس و نظامی معمولاً برنگ آبی یا سبز تیره انتخاب می شود چون این رنگ ها نشانه قدرت و ابهت می باشند. در بیمارستان ها معمولا” از ملافه و البسه سبز کمرنگ استفاده می شود. چرا که این رنگ اثری تسکین دهنده و آرامش بخش دارد.
ت) مزایای تبلیغاتی: رستوران ها و اغذیه فروشی ها اغلب برای جلب توجه بیشتر از رنگ های قرمز و زرد استفاده می کنند. این گونه رنگ ها به وضوح دیده می شوند و بیشتر به یاد مردم می مانند.
رنگ در ساختمان:
به کاربردن رنگ های سرد برای اجزای اتاق خواب مکانی به دور از تنش و آرامش بخش را برای خوابی شیرین برای شما فراهم می کند. دیوارهای اتاق خواب را برای ایجاد آرامش به رنگ های سرد و ملایم مانند آبی رنگ آمیزی کنید. رنگ سفید و یا کرمی برای قسمت پذیرایی و نشیمن می تواند موجب راحتی اعصاب گردد.
- در نمای بیرونی ساختمان ها اگر از دو رنگ متضاد (روشن و تیره) استفاده شود موجب زیبا تر شدن نما می شود.
- درساختمان های تجاری و اداری استفاده از رنگ سفید، قرمز تیره و نارنجی توصیه می شود.
رنگ چیست؟
در سال 1666، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگهای قابل رؤیت تجزیه میشود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگهای دیگر نیست.
آزمایشهای بعدی نشان داد که با ترکیب نورها میتوان رنگهای مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود میآورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی میگویند. بعضی از رنگها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی میکنند و نور سفید میسازند. این رنگها را نیز رنگهای مکمّل مینامند.
تاثیرات رنگها از نظر روانشناسی
با وجودی که اثر رنگها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق میکند امّا برخی از تاثیرات رنگها دارای معنی یگانهای در سراسر جهان هستند. رنگهایی که در طیف رنگها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگهای گرم شناخته میشوند که این دامنهاش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.
رنگهایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگهای سرد نامیده میشوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بیتفاوتی را به ذهن آورند.
روانشناسی رنگها به عنوان روش درمان
در برخی از فرهنگهای قدیمی، از جمله مصریها و چینیها، از رنگها برای درمان استفاده میشده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته میشود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار میگیرد.
در این روش:
• از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده میشود.
• از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده میشود.
• از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده میشود.
• از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده میشود.
• از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتیهای پوستی استفاده میشود.
اغلب روانشناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید مینگرند و میگویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگها اغراق شده و رنگها در فرهنگهای مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهشها نشان دادهاند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آنها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آنها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.
روانشناسی رنگهای مختلف
1- روانشناسی رنگ سیاه
• سیاه تمام نورها در طیف رنگها را جذب میکند.
• سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار میگیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته میشود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیتهای خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده میشود.
• رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار میگیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
• در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
• رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایشهای مد مورد استفاده قرار میگیرد.
2- روانشناسی رنگ سفید
• رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
• رنگ سفید میتواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
• رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستانها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده میکنند.
3- روانشناسی رنگ قرمز
• رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
• رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
• رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
• رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.
4- روانشناسی رنگ آبی
• آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
• رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن میآورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
• رنگ آبی، میتواند احساس غم، درونگرایی یا گوشهگیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
• رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار میگیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاقهای آبی کارآیی بیشتری دارند.
• رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگهاست امّا یکی از رنگهایی است که کمترین اشتها را بر میانگیزد. در برخی از برنامههای کاهش وزن توصیه میشود که غذای خود را در بشقابهای آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکیها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته میشود.
• رنگ آبی میتواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.
5- روانشناسی رنگ سبز
• رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
• رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
• پژوهشگران دریافتهاند که رنگ سبز میتواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانشآموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، میتوانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
• رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار میرفته است.
• از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده میشود.
• رنگ سبز باعث کاهش استرس میشود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار میکنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش میشوند.
6- روانشناسی رنگ زرد
• رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
• رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس میکند، بیشتر از بقیه رنگها چشم را خسته میکند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر میتواند باعث چشم درد یا در حالتهای خاص از دست دادن بینایی گردد.
• رنگ زرد میتواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته میشود اما بیشتر مردم در اتاقهای زرد رنگ، هیجانشان را از دست میدهند و بچه ها نیز در اتاقهای زرد رنگ بیشتر گریه میکنند.
• رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان میگردد.
• چون رنگ زرد، از بقیه رنگها زودتر دیده میشود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار میگیرد.
7- روانشناسی رنگ ارغوانی
• رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
• رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
• رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.
8- روانشناسی رنگ قهوهای
• رنگ قهوهای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینانپذیری است.
• رنگ قهوهای همچنین میتواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
• رنگ قهوهای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن میآورد.
• رنگ قهوهای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی میتواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.
9- روانشناسی رنگ نارنجی
• رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژیزا در نظر گرفته میشود.
• رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن میآورد.
• رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار میگیرد.
10- روانشناسی رنگ صورتی
• رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
• رنگ صورتی اثر آرامبخشی دارد. در ورزشگاهها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی میکنند تا بازیکنان آنها کم انرژی و منفعل شوند.
• با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافتهاند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود میآید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندانها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.
هنر رنگها
حدود هشتاد هزار سال پيش بشر موفق به رنگ کردن اشياء شد؛ که در ابتدايىترين شکل آن تنها دو رنگ سياه و قرمز بود.
رنگها
در ادوار پيش از تاريخ رنگها را از طبيعت بدست مىآورند مثلاً براى خون، زغال، آهن و مشتقات آن استفاده مىشد. اين رنگها را گاه با چربى حيوانات مخلوط مىکردند و مواد رنگى مىساختند.
درباره رنگ
رنگهای مکمل
رنگهای سرد و گرم
تاثیر روانی رنگها
رنگهای اصلی(اولیه)
ترکیب رنگها
رنگ و کنتراست
رنگ وسيلهٔ بيان نقاش است. اين رنگ چه بهصورت آماده يا بهصورت پودر رنگ زمانى قادر به مشاهدهٔ آن هستيم که برروى سطح قرار گيرد
دربارهٔ رنگ
تئوگيمبل در کتابش بهنام ”شکل، صوت، رنگ و شفا“ مىگويد: در آغاز ظلمات مقدس حکمفرما بود و از اين ظلمات نور سر برآورد. نور و تاريکي، رقص آفرينش را به پايکوبى برخاستند و بدينگونه رنگهاى طيف متولد گرديدند.
حدود هشتاد هزار سال پيش بشر موفق به رنگ کردن اشياء شد؛ که در ابتدايىترين شکل آن تنها دو رنگ سياه و قرمز بود.
تا اوايل قرن هيجدهم ميلادى رنگ کردن اشياء بيشتر جنبهٔ هنرى و تشريفاتى داشته و نقاشى با الهام از طبيعت صورت مىگرفته است.
يوهانس اتين در کتاب خود بنامه ”هنر رنگ“ که در سال ۱۹۶۱ م در آلمان بهچاپ رسيده، نوشته است: رنگ همهٔ مواهب خود را به همه تقديم مىکند ولى رموز نهانتر خود را فقط براى شيفتگان واقعى مکشوف مىسازد و تنها کسانى که عاشق رنگ هستند مىتوانند زيبايى و کيفيت ذاتى آن را درک نمايند.
گفته مىشود که چشم انسان قادر است حدود دو ميليون رنگ را از يکديگر متمايز بنمايد و تشخيص دهد.
واژهٔ رنگ مترادف کلمهٔ انگليسى Hue يا Colour، پديدهاى است فيزيکى که در اثر تابش و رفتار انعکاسى نور در برابر چشم ناظر، ظاهر مىشود و پديدهاى است عينى و رواني. اما واژهٔ رنگ مترادف با pigment و colorant به معنى رنگدانه و رنگدهنده است که ارتباط با خواص فيزيکى و شيمايى مولکولهاى رنگدار دارد و ماهيت رنگ را مورد بررسى قرار مىدهد.
امروزه مسلم گرديده که رنگ همانند نور داراى سرعت، طول موج، حالات ارتعاشى و تداخلى و خاصيت موجى است و اثر ذهنى و روانى در ارتباط با مغز و قوهٔ بينايى دارد و مىتواند به اشياء بُعد و جسميت ببخشد.
بهگفته تاريخ مصريان قديم اولين سازندگان رنگ در جهان شناخته شدهاند و رنگرزى براى اولين بار در چين حدود ۳۰۰۰ سال ق . م آغاز شد.
رنگهاى داراى صفات فام، درخشندگى و اشباع هستند. رنگهاى اصلى در واقع فامهاى اوليه هستند که شامل زرد، قرمز و آبى مىشوند و از ترکيب آنها فامهاى ثانويه بدست مىآيد.
درخشندگى درجه تيرگى و روشنى را مشخص مىسازد. بيشترين درخشندگى متعلق به رنگ زرد است و کمترين را بنفش دارد. اشباع ميزان خلوص فام آن را مشخص مىکند. در طبيعت خلوص رنگى بهندرت وجود دارد.
نقاشان در گذشته بسيارى از تأثيرات رنگ را بدون آگاهى بهکار مىبردند. ولى با مطرح شدن نظريههاى رنگ، راهحلهاى تازهاى در باب حجم، نور، فضا و حرکت در اختيار نقاشان قرار گرفت.
رنگهاى اصلى (اوليه)
رنگهاى اصلى شامل سه رنگ زرد، آبى و قرمز است که با اين سه رنگ مىتوان همهٔ رنگهاى موجود در طبيعت را - حتى رنگ سياه - بهدست آورد. البته حضور رنگ سفيد الزامى است.
در واقع اشياء داراى هر رنگى باشند در ترکيب رنگىشان، هميشه اين سه رنگ وجود دارد و تنها با اين سه رنگ اوليه به اضافهٔ سفيد مىتوان گامى از رنگهاى بىشمار بهوجود آورد.
از ترکيب رنگهاى اصلى رنگهاى ثانويه به دست مىآيد:
نارنجى <- زرد + قرمز
رنگهاى ثانويه بنفش <- قرمز + آبى رنگهاى اصلى
سبز <- آبى + زرد
هنر رنگها
رنگهاى مکمل
رنگهاى مکمل در واقع نوعى تضاد هستند که به هنگام مشاهده همديگر را طلب مىکنند و در کنار هم ايجاد تحرک مىکنند و يکديگر را کامل مىکنند. هرگاه دو رنگ مکمل باهم ترکيب شوند نتيجه خاکسترى خواهد بود و تحرک آن از بين خواهد رفت و رنگى خنثيٰ بدست خواهد آمد.
اما دو رنگ مکمل در کنار هم موجب درخشانى و جلوه يکديگر هستند. در طبيعت رنگهاى مکمل در کنار هم به زيبايى مشاهده مىشوند چنانکه گل سرخ در ميان انبوهى از برگهاى سبز قرار دارد. تضاد رنگهاى مکمل از سادهترين تضادهاست.
رنگهاى مکمل
رؤيت يک رنگ باعث مىشود تا مکمل آن رنگ بر روى رنگ همجوار آشکار گردد. مىتوان همهٔ رنگهاى مکمل را دو به دو با نسبتهاى نامساوى و مساوى با هم ترکيب نمود و طيف وسيعى از خاکسترىهاى رنگى بهدست آورد.
مکمل رنگ قرمز <- رنگ سبز (آبى + زرد)
مکمل رنگ زرد <- رنگ بنفش (آبى + قرمز)
مکمل رنگ آبى <- رنگ نارنجى (زرد + قرمز)
کنتراست صد در صد رنگ -اين تضاد مبين کنتراست صد در صد حاصله از رنگ مى باشد (جدا از کنتراست تيره-روشني) و در عين حال همان کنتراست همجوارى دو رنگ مکمل اند که از طرفى در مورد بعضى رنگها در تضاد با تاثيرات هماهنگى قرار مى گيرند.
تصوير گامى هماهنگ از خاکسترى هايى است که از ترکيب رنگهاى مکمل بوجود آمده اند.گام مزبور ترکيب شده از دو جفت رنگ مکمل نزديک به هم مى باشد که خاکستري-در همين گام-بر دو جفت ديگر غالب است.
تأثير روانى رنگها
از ديرباز تأثير روانى رنگها در اشخاص مختلف مورد توجه دانشمندان بوده است؛ مثلاً ثابت شده که اتاقهاى آبى در بيمارستانها يا شيشههاى آبى رنگ روى بيماران تأثير مثبتى بهجاى مىگذارد و يا رنگهاى سبز و آبى خستگى را کاهش مىدهند. رنگهاى سبز و آبى از رنگهاى سردند و آبى رنگ آرامش است.
رنگهاى بنفش و ارغوانى از رنگهاى مجلل و فاخرند و بنفش رنگ وقار و عفتنفس است. قرمز تيره و بنفش تيره و سياه قابليت ديد کمترى دارند و فضا را محدودتر نشان مىدهند. قرمز سمبل زندگي، قدرت و نشاط است اما براى اشخاص عصبى مناسب نيست. نارنجى سمبل انرژى است و ليموئى اشتهاآور است و براى اشخاص عصبى مناسب مىباشد. رنگ سبز و آبى توأماً باعث شادى مىشوند، براى همين است که دريا و سبزه موجب تسکين اعصاب و رفع خستگى روان است.
تلفيق رنگ سياه، و زرد تأثير بصرى زيادى دارد و براى مشخص کردن موانع و محدودههاى خطر استفاده مىشود.
در روانشناسى نوين، رنگها يکى از معيارهاى سنجش شخصيت بهشمار مىآيند؛ چرا که هر يک تأثير خاصى در روح و جسم هر فرد باقى مىگذارند و نشانگر وضعيت روانى و جسمى وى هستند انسان از روزگاران دور تحت نفوذ و تأثير رنگهاى پيرامون خويش بوده و در طى صد و چند سال گذشته که صنعت رنگسازى به اوج تحول خود رسيده، اين تأثير دو چندان شده و در همهٔ ارکان زندگى انسانها رخنه کرده است. اين استفاده روزافزون از رنگها تحول زيادى در زمينهٔ روانشناسى رنگ پديد آورده است.
تلفن دفتر مرکزی تهران 02133713971
ایتا و روبیکا 09125474717

کلیه آثار و تصاویر به صورت اورجینال، دارای کیفیت بالا و کاملاً آزاد در اختیار دوستان و هنرجویان عزیز قرار گرفته شده است. هستند عزیزانی که با اندک مهارت در استفاده از نرم افزارهای ویرایش عکس بخواهند از این آثار استفاده های شخصی،تبلیغی و تجاری انجام دهند. ما خادم و دوستدار همه ی کسانی هستیم که واژه ی رزبران را نیز بهمراه عکس و اثر نشر می دهند



