گچبری فرنگی
گچبری فرنگی یا کلاسیک همان آثاریست که بنام گچبری لوکس و لاکچری ممکن است دیده باشیم.ریشه ی و سبک اصلی این آثار بیشتر در تمدنهای روم باستان و کاخ ها و عمارات کهن اروپا و غرب میباشند که در ایران هنرمندان بنام آثار فرنگی و کلاسیک یاد می کنند.
گچ
گچ از پختن و آسياب کردن سنگ گچ بدست ميآيد. سنگ گچ از گروه مصالح ساختماني کلسيم دار است که به طور وفور در طبيعت يافت ميشود وتقريبا در تمام نقاط روي زمين وجود دارد و از لحاظ فراواني در طبيعت در رديف پنجم ميباشد. در ايران هم تقريبا در تمام نقاط کشور مخصوصا در کوير مرکزي و اطراف تهران – جاجرود – آذربايجان – اطراف مشهد و غيره يافت ميشود.
گچ از جمله مصالحي است که در صنايع ساختمان سازي از اهميت مخصوص برخوردار است و به علت ويژگيهايي که دارد از زمانهاي قديم در امر ساختن مسکن مورد مصرف قرار ميگرفت. در بسياري از ساختمانهاي قديمي مخصوصا در دوران صفويه که اغلب آنها در اصفهان موجود ميباشد گچ نقش موثري داشته و گچبري ها ي بسيار زيبائي از آن دوران باقي مانده است.
شواهد باستان شناسي نشان مي دهند که تاريخ ساخت گچ به پيش از ساختن خشت و پخت آن به صورت آجر مي رسد. در قديمي ترين بناي دنيا، يعني اهرام ثلاثه مصر که قدمتي چهار هزار و پانصد ساله دارد، از گچ به عنوان ماده چسبنده مقاوم بعد از ازاره در بين سنگ ها و جهت کلاف سازي آنها استفاده شده است.
تاريخ استفاده بشر از سنگ گـچ بعنـوان انــدود گچـي جهت سفيد کاري ديواره مقبره ها به بيش از پنج هزار سال پيش در کشور مصر مي رسد که با حرارت دادن سنگهاي ژيپس در کنار آتش آنرا به پودر تبديل نموده و سپس با مخلوط نمودن پودر حاصله با آب براي روکش آجر و سنگ استفاده مي کردند. از نظر شناسايي ترکيب شيميائي ، ژيپس در فرانسه مورد شناسائي قرارگرفت.در ايران نيز گچ رابطه نزديکي با صنعت ساختمان سازي داشته و از قديم يکي از مصالح ساختماني سنتي ايران بوده است .
گچ در بيشتـر ساختمانهاي باستاني که تا کنون باقي مانده اند بصورت آثار گچ بري هاي زيبا ديده مي شود . از زمان اشکانيان ابنيه هايي با تزئينات گچي بجا مانده است که نمايانگر خلاقيت و هنر استادکاران ايراني مي باشد . از دوران اسلام نيز گچبري هاي فراواني بجا مانده که نمودار پيشرفته اين هنر در سرزمين ايران مي باشد. عالي قاپو ، کاخ هشت بهشت و گچ بري هاي زيباي مسجد جامع اروميه از جمله بارزترين جلوه هاي اين هنر مي باشد . کف سراسر تالار و پـلکان و ستـونهــاي کاخ لاله زار تهران در خيابان سعدي با سنگ گچ مرمري آهار ساخته شده بود.
تا قبل از سال 1340 در ايران ، گچ تنها وسيله ابتدائي و با تکنولوژي پائين و به روش سنتــي توليد گرديده ولي عـدم توليد انبوه و نامرغوب بودن محصولات و نيز بالا بودن قيمت تمام شده انگيزه لازم جهت تاسيس کارخانجات گچ ماشيني در ايران را فراهم نمود. منطقه شهرستان ساوه يکي از قديمي ترين مناطق استخراج و توليد گچ بود که يکي از آثار بجا مانده از دوران سلجوقيان محراب گچبري شده مسجد جامع شهرستان ساوه مي باشد که قدمت800 ساله داشته و جزو ميراث فرهنگي کشـوراست .
قدمت استفاده بشر از گچ به حدود پنج هزار سال قبل ميرسد. ديوارههاي قبرهائي در مصر که مربوط به آن دوران است بوسيله گچ اندود شده است در ايران نيز استفاده از گچ به زمان اشکانيان ميرسد و گچبريهاي بجا مانده از آن تاريخ گواه اين موضوع ميباشد.
شکل ظاهري گچ:
گچ را همگي به پودري سپيد رنگ و نرم مي شناسيم که در کيسه يا پاکت مي توان آن را از مصالح فروشي ها تهيه نمود. اما گچ تنها اين نيست.
سنگ گچ متشکل از دو کاني عمده سولفات کلسيم يعني ژيپس و انيدريت مي باشد. معهذا بخش اعظـم اين ذخايـــر را انيــدريت تشکيل مي دهد که داراي استفاده اقتصادي خيلي محدود مي باشد. ژيپس عمومي ترين نوع ماده معدني سولفات کلسيم بوده و در چندين فرم بلوري يافت مي شود.
رنگ ژيپس به طور طبيعي سفيد بوده و ممکن است به خاطر ناخالصيهاي مواد آلي رس و اکسيد آهن به رنگهاي خاکستري ، خاکستري مايل به آبي ، صورتي يا زرد ديده شود.
خواص و ويژگي هاي گچ:
گچ يک ماده طبيعي است. براي محيط زيست و سلامت انسان ضرر و زياني ندارد. باعث ايجاد تعادل در ميزان رطوبت مي شود. عايق صوتي و حرارتي است. محافظ ساختمان ها در مقابل آتش سوزي است. به راحتي شکل مي گيرد. در ساختمان سطوح تميز و يکدستي را ايجاد مي کند و باعث صرفه جويي در زمان مي شود.
گچ علاوه بر دو خاصيت عمده (زود گير بودن و ازديار حجم به هنگام سخت شدن) داراي خواص ديگري نيز هست از جمله آنکه گچ اکوستيک است. در آتشسوزي مقاوم ميباشد. ارزان و فراوان است. داراي رنگي سفيد و خوش آيند است علاوه بر مصرف فوق گچ در صنايع چيني سازي و سراميک بعنوان قالب – در صنايع شيشه گري – در کشاورزي- صنعت کاغذ سازي- پتروشيمي- چرم سازي و دهها مورد ديگر مصرف ميشود.
گچ در مقابل آب و رطوبت مقاومت نکرده و بسيار ضعيف است و لايههاي سفيد کاري اگر در مجاورت رطوبت قرار بگيرند طبله کرده و بصورت جدا از هم در ديوار ظاهر ميشود و البته پس از آنکه رطوبت از بين رفت و محل خشک شده گچ طبله شده بحالت اوليه خود برنمي گردد بهمين علت از بکار بردن گچ در مکانهايي که با آب در تماس است مانند توالت ها- حمامها و آشپزخانه بايد خودداري کرد وهمچنين از بکار بردن ملات گچ واندود گچ و خاک و سفيد کاري به وسيله گچ در ساختمانهايي که در مناطق مرطوب قرار دارند بايد خود داري نمود مانند مناطق شمالي ايران. در اين نوع مناطق براي سفيد کاري ساختمان از سيمان سفيد و يا آهک استفاده مينمايند.
در حالت عادي رنگ گچ ساختماني سفيد بوده و سطح سفيد شده با گچ را مي توان با رنگ هايي پلاستيکي يا روغني رنگ کرد. گچ صدا را پخش نمي کند و ضريب انتقال حرارتي آن نيزکم مي باشد و در قبال آتش نسوخته و از گسترش آتش جلو گيري ميکند ، زيرا ضمن آتش سوزي آب موجود در گچ از آن جدا شده و در نتيجه در زير اندود گچي مقداري بخار آب جمع ميگردد و وجود اين بخار آب باعث مي شود که درجه حرارت از 100 درجه تجاوز نکند.
پوسته اندود گچ به علت ازدياد حجمي که در هنگام گيرش پيدا مي کنند ، فاقد سوراخهاي ريز بوده و در نتيجه قارچ در آن نميتواند برويد و حشره هاي ريز در آن نخواهند توانست لانه کنند. اين خواص و ديگر مزاياي آن باعث کاربرد گچ در صنايع ساختماني شده است . براي آنکه پوسته رومالي گچ رنگي شود ، به ملات آن رنگ اضافه مي کنند که با اين روش در زمان صفوي ها بناهاي بزرگ مانند عالي قاپو و چهل ستون را ساخته اند . براي انجام اين کار ملات گچ رنگي را آماده کرده و آنرا روي سطح صاف ميريزند و پيش از آنکه ملات گچ بگيرد ، آنرا به شکل دلخواه بريده و سپس تکه هاي گچ بريده شده با رنگهاي گوناگون را با نقش دلخواه کنار هم قرار داده و پشت آنها را ملات گچ ميريزند که بصورت يک تکه در آمده و بصورت لوح آنرا روي ديوارها و يا سقف مي چسبانند.
گچ ماده اي طبيعي است که حاوي کمتر از 1% مواد ارگانيک است و به همين دليل براي محيط زيست و سلامت انسان هيچگونه ضرر و زياني ندارد. گچ مي تواند رطوبت فضاي داخلي را به سرعت جذب نمايد و زماني که رطوبت هوا از بين رفت، آنرا به سرعت به محيط بازگرداند و بنابراين باعث ايجاد تعادل در ميزان رطوبت موجود مي شود. گچ به عنوان بازدارنده آتش هم کاربرد دارد و بر اساس استانداردهاي اروپا از آن به عنوان عامل غير احتراق استفاده مي شود. اين عامل از ساختمان ها در مقابل آتش محافظت مي نمايد. گچ به واسطه حفره هايي که درون بافت خود دارد، امواج صوتي را جذب کرده و نوعي عايق صدا را نيز فراهم مي آورد.
براي ساخت گچ در مقايسه با ساير مصالح ساختماني (آهک ، سيمان و ...) از انرژي کمتري استفاده مي شود و اين به نوعي صرفه جويي در انرژي به نفع اقتصاد ملي است. گچ به دليل دارا بودن ساختار متخلخل در فصل زمستان گرم و در فصل تابستان خنک مي شود و اين خاصيت عايق بودن آن را تقويت مي کند. گچ به دليل دارا بودن رنگ سفيد، سطحي تميز و يکدست را حاصل مي کند. گچ در مقايسه با ساير مواد پوششي کلاسيک سريعتر خشک شده و آماده رنگ کردن مي شود.
گچ يک ماده بسيار مناسب براي انجام تعميرات و اصلاحات در ساختمان هاي قديمي و شکستگي هاست. گچ در ترکيب با مقدار مناسبي آب به راحتي در داخل قالب ها و شکاف ها قرار گرفته و شکل آن را به خود مي گيرد. به هنگام پختن بدليل داشتن ساختار بلوري شکل ، طي يک واکنش شيميايي حدود سه چهارم از محتواي آب خود را از دست داده و تبديل به نيمه – هيدرات مي شود. پودر گچ در ترکيب با آب تبديل به گچ مي شود و گچ دوباره ماهيت ذاتي خود را که داراي مقداري آب بوده بدست مي آورد.
گچ در مقايسه با ساير مصالح ساختماني کلاسيک(شن و ماسه ، سيمان ، ملات)بسيار سبکتر بوده و از ميزان بار ساختمان مي کاهد و اين به نوبه خود باعث کاسته شدن هزينه هاي حمل و نقل نيز مي شود.
کاربردهاي گچ:
گچ به علت خواص خود از اولين قدم در ايجاد يک بنا که پياده کردن حدود زمين باشد و با صطلاح براي ريختن رنگ اطراف زمين مورد نياز بوده و همچنين تا آخرين مراحل کار که سفيد کاري و نصب سنگ است باز هم گچ مورد نياز است و حتي در نقاشي هم از گچ استفاده مينمايند.
ملات گچ بعلت خاصيت شکل پذيري فوق العاده اي که دارد مي توان با آن شکل ها و نقش هاي زيبايي بوسيله هنر گچبري بوجود آورد و بدينوسيله درفضاهاي ساختمان زيبايي مخصوص ايجاد کرد وهمچنين سطوح وسيعي رابا آن اندود نمود.
ملات گچ پس از مصرف و خشک شدن سفيد رنگ مي شود و اين سفيدي به ساختمان جلوه خوبي مي دهد و در نتيجه يکي از بهترين اندودهاي ساختمان مي باشد. اندود گچ پس از خشک شدن تقريبا ًهرنوع رنگي را بخود مي پذيرد وبدينوسيله مي توانيم فضاهاي مورد استفاده خود رابه رنگ دلخواه خود رنگ آميزي نماييم و بدين جهت براي اندود فضاهاي داخل ساختمان مصالح مناسبي است.
يکي از کاربردهاي ويژه گچ، اندود کردن ديوارها و سطوح داخلي ساختمان ها است و هنر گچبري، اين آراستگي را به حد کمال و دلنوازي مي رساند.
در ايران گچ رابطه نزديکي با صنعت ساختمان سازي داشته و از قديم يکي از مصالح ساختماني سنتي ايران بوده است.
گچ در بيشتـر ساختمان هاي باستاني که تاکنون باقي مانده اند بصورت آثار گچ بري هاي زيبا ديده مي شود.
گچ در صنعت ساختمان سازي مصارف متعدد دارد از جمله ريختن رنگ ساختمان براي مشخص کردن اطراف زمين و پياده کردن نقشه – ملات سازي- گچ و خاک- سفيد کاري- سنگ کاري که در مورد اخير براي نگه داشتن سنگ به طور موقت در جاي خود تا ريختن ملات پشت آن مورد مصرف قرار ميگيرد و همچنين در صنايع مجسمهسازي و ريخته گري براي قالب سازي مصرف ميشود و در کارهاي طبي براي شکسته بندي مورد نياز است. و همچنين در صنايع سيمان پزي و دارويي نيز مصرف ميشود.
مهمترين موارد استفاده گچ بشرح ذيل خلاصه شده است :
1- در ساختمان سازي : اندود ، سفيد کاري ، تميز کاري ، پرداخت ، گچ بري ، ملاتهاي گچي ، آجر ، گچ و ماسه ، عايق حرارتي و صوتي ، ورقه هاي پيش ساخته سقف و کف ديوار،مجسمه سازي .
2- صنعت سيمان : افزايش زمان گيرايي (دير گير )
3- صنايع چيني سازي و سراميک : قالب چيني و سراميک
4- صنعت شيشه سازي : تنظيم ويسکوزيته مذاب ( از نظر ميزان اکسيژن حل شده يا نشده )
5- در صنعت ريخته گري : گچ نسوز
6- کشاورزي : تهيه کود شيميايي ، تهويه کننده خاک ، تهيه سم هاي شيميايي
7- پزشکي : باند پزشکي ، قالب دندان ، تهيه قرص ، در حشره کش ها و رشد مخمرها
8- صنعت کاغذ سازي : شفافيت کاغذ
9- صنعت پتروشيمي : خشک کن
10- صنعت چرم سازي : جداکننده مواد شاخي از پوست
11- تهيه سولفات دو سود
12- تهيه اسيد سولفوريک
13- ساير کاربردها
مصارف ژيپس عبارتند از : پوشش داخلي ساختمان ، گچبري ، قالبهاي ريخته گري دندان و جواهرات ، همچنين در تهيه سيمان و کشاورزي
ژيپس در صورتي که حرارت داده شود به تدريج آب خود را از دست ميدهد و به گچ تبديل ميشود.
چند نکته کاربردي:
بعد از ريختن گچ به داخل آب، حدود دو دقيقه صبر کنيد (بسته به نوع گچ متفاوت است). اگر هم زدن را زود شروع کنيد، گچ تبديل به يک توده ي کلوخي مي شود که نرم کردن آن مشکل است.
زمان گيرش ملات گچ، به نوع سنگ گچ و دماي پخت آن نيز بستگي دارد.
اگر از آب گرم استفاده کنيد، خمير گچ سريع تر مي گيرد.
هر چه ميزان آب ملات گچي بيشتر باشد، گچ ديرگيرتر شده و مقاومت ملات سخت شده ي آن نيز کاهش مي يابد و برعکس.
در هنگام خشک شدن گچ، مي توان براي تسريع کار، آن را جلوي بخاري گذاشت، اما اگر خيلي زياد داغ شود که نتوان به آن دست زد، گچ نرم شده و مي ريزد.
پس از اين که گچ سفت و سخت شد، براي جذب آب، قدرت عجيبي از خود نشان مي دهد. اگر در اين حالت قطره اي از دوغاب گل رس بر روي گچ ريخته شود، به سرعت (حداکثر در مدت چند دقيقه)، به گل رس خمير شده اي بدل مي گردد. به دليل همين خاصيت گچ است که از آن، به عنوان قالب ظروف سراميکي استفاده مي کنند.
اگر گچ را روي چوب، فلز يا خود گچ بريزيد، فورا مي چسبد. مگر اين که ماده اي جداکننده در آن به کار رود. آهار صابون (صابون مايع شده)، براي اين منظور بسيار مناسب است. دقت داشته باشيد که در استفاده از اين آهار، بايد پيش از خشک شدن کامل گچ، آن را از مدل جدا سازيد، چون اين آهار بعد از خشک شدن کامل گچ، ديگر درست عمل نمي کند. از انواع فيلم ها، وازلين و ساير روغن ها هم مي توان به عنوان جداکننده استفاده کرد. ميزان جدا کننده از اهميت بالايي برخوردار است. اگر ماده ي جدا کننده کم باشد، مدل اوليه به قالب مي چسبد و اگر جداکننده زياد باشد، سطح داخلي قالب ناصاف خواهد شد.
آهار را بايد درست قبل از ريختن گچ، به مدل زد. اگر مدلي را آهار زده و بگذاريم نيم ساعت يا بيشتر بماند، آهار اثر خود را از دست مي دهد. گچ به شيشه نمي چسبد. ملات گچ اگر در جوار فلزات قرار گيرد، بعد از مدتي با فلزات ترکيب مي شود و ايجاد سولفات مي کند. گچ تنها ملاتي است که پس از سخت شدن، در حدود يک درصد افزايش حجم پيدا مي کند.
براي پرداخت نهايي و صيقلي کردن سطوح گچي، مي توانيم از گچ کشته استفاده کنيم. گچ حل شده و در حال گيرش را به طور مداوم هم زده و به آن کم کم آب اضافه کنيد و هر بار آن را هم بزنيد تا جايي که آب ديگر به خورد گچ نرود. ملات به دست آمده گچ کشته است که به راحتي با ماله مي توان آن را روي سطوح گچ کشيد و سطحي صاف و يکدست داشت.
گچ کشته اصلا مقاومت مکانيکي ندارد و با فشار اندک انگشت مي ريزد، بنابراين تنها هنگامي از آن استفاده کنيد که کارتان کامل شده است و تنها مي خواهيد سطح صاف تري داشته باشيد. خلل و فرج هاي بزرگ را نبايد با آن پر کنيد، چون خيلي زود مي ريزد.
جالب است بدانيم از گچ...
در صنعت ساختمان : اندود، سفيد کاري، تميز کاري، پرداخت، گچ بري، ملات گچ، عايق حرارتي و صوتي، ورقه هاي پيش ساخته سقف و کف، مجسمه سازي، دراي وال، دکور، تايل هاي گچي و...
در صنعت سيمان : جهت تنظيم زمان گيرش
در صنايع غذايي : به عنوان منبع غني کلسيم براي بدن
در توليد شکر : به عنوان کمک فيلتر
در توليد نوشابه : جهت افزايش خلوص و تنظيم سختي آب
در صنايع چيني سازي و سراميک : قالب چيني و سراميک
در صنعت شيشه سازي : تنظيم ويسکوزيته مذاب و همچنين جانشيني به جاي سولفات سديم
در صنايع ريخته گري : گچ نسوز به عنوان قالب ريخته گري
در معدن : جهت سد کردن تونل هاي کوچک معادن
در پزشکي : باند پزشکي ، قالب دندان ، گچ شکستگي استخوان ، تهيه قرص ، رشد مخمرها
در حشره کش ها
در صنايع دارو سازي : براي تهيه قرص به عنوان مواد پرکننده و مواد کلسيم دار
در فرآوردهاي بهداشتي و مواد ماساژ دهنده : به دليل توليد گرما و بازکردن خلل و فرج پوست
در صنايع مختلف : به عنوان افزايش دهنده سختي آب
در صنعت کاغذ سازي و رنگ سازي : براي شفاف کردن کاغذ و همچنين به عنوان ماده پرکننده
در صنعت پتروشيمي : به عنوان خشک کن
در صنعت چرم سازي به عنوان مواد جداکننده شاخي از پوست
در ساخت گچ تحرير
در تهيه مواد شيميايي : مانند اسيد سولفوريک ، اکسيد کلسيم ، سولفات آمونيم ، سولفات دو سود و...
در گوگرد زدايي از گازهاي زائد
در تصفيه پس آب هاي حاوي رنگ
در نوک کبريت
در اتومبيل : جهت صيقل کاري شيشه هاي اتومبيل
در خمير دندان
در کشاورزي : تهيه کود شيميايي ، تهويه کننده خاک ، تهيه سم هاي شيميايي ، جذب نم از خاک
و...
استفاده مي شود.
هنر هاي گچ:
از پديده هاي هنري گچ، هنر گچبري و گچکاري است که در کاوش هاي باستان شناسي نمونه ها و نشانه هايي از رواج اين هنر در روزگار ساساني به دست آمده است . از کاربردهاي هنر گچ ،اجراي نقوش برجسته، اندود کردن ديوارها، کاربندي ها و آراستن سطوح داخلي ساختمان ها است و هنر گچبري و نقش برجسته اين آراستگي را به حد کمال و دلنوازي مي رساند.
هنر مجسمه سازي را نيز مي توان با گچ و جزو هنر گچ بري شمرد با اين تفصيل که در مجسمه سازي ما حقيقت يا وجود بي روحي را با گچ مرده خلق مي کنيم که قبل از ما خالقي زنده آن را بوجود آورده است. شايد مجسمه سازي همچون تصويرگري و نقاشي، ثبات بخشيدن به يک نقطه از زمان باشد که روحي جدا از هنر گچبري و گچ کاري مورد بحث ما دارد.
گچبري
يکي از هنرهاي زيباي ايراني که ساليان متمادي به عنوان هنر تزئيني در ابنيه مورد استفاده قرار گرفته هنر گچ بري است.
نقش برجسته هايي که از گچ تشکيل مي شوند معمولاً با بُريدن، سر و کار دارند. گچ را بُريدن و کندوکاري کردن روي آن را از گذشته تا به حال گچبري مي گويند.
به درستي نمي توان تعيين کرد که استفاده از گچ براي تزئين ديوارهاي گلي و خشتي ، کي و توسط چه کساني ابداع شد، اما نخستين بار استفاده از گچ به وفور را در آثار به جاي مانده از تمدن اشکاني مي توان مشاهده کرد، به طوري که اشکانيان را رواج دهندگان هنر گچکاري مي دانند.
گچبري در دوران هاي مختلف تاريخ، طيّ طريق نموده تا به امروز که آثار آن در بافت شهري به صورت گسترده اي جلوه گر شده و از آن در نماي دروني ساختمان ها و بناهاي بزرگ و مساجد با سبک هاي مختلف استفاده شده و نشانگر سال ها تمدّن و فرهنگ اين مرز و بوم است که در کالبد معماري، متظاهر مي شود و هر شکل از آن معنا و مفهوم و پيامي در بر دارد .
با توجه به بررسي هاي تاريخي که تا کنون در تمدن هاي ماقبل اسلام انجام شده، عيلاميان را نخستين تمدني مي دانند که از گچ به عنوان مصالحي لاينفک در معماري بنا استفاده کردند اما اين استفاده، تنها به سفيد کاري ديوارها محدود مي شد.
به عبارتي ديگر، سفيدکاري با گچ که در دوره ي اشکانيان تکامل يافت ، نخست پوشش ديوارهاي خشتي بود، به منظور آن که اين ديوارها را از آسيب رطوبت محفوظ بدارد. اما در همان حال خاصيت تزئيني هم داشت، زيرا از زشتي ديوارهاي گلي مي کاست و خاصه در زينت ديوارهاي آجري و سنگيِ معمولِ دوره ساساني ، بسيار موثر و مفيد بود.
علاوه بر عنصر تزئيني و ضد رطوبتي گچ مواردي ديگري نيز در رواج اين ماده به عنوان مصالح معماري موثر بود. گچ کاري ارزان و کار با آن بسيار آسان بود و نتيجه قطعي آن زود به دست مي آمد. همچنين با گچ ممکن بود طرح هاي ظريف و سايه روشن هاي دقيق به وجود آورد و اين شيوه هاي تزئيني بسيار مورد علاقه ايرانيان بود.
گچ بري از پديده هاي هنري بي همتا در معماري ايران به شمار مي رود . گچ به سبب گيرايي و انعطاف پذيري در استحکام بخشيِ ساختار بَنا و در تزئينات معماري دوره ي اسلامي کاربرد ويژه دارد. پيشينه ي هنر گچبري در ايران، به 2500 سال پيش از اين و قبل از ساخت آجُر مي رسد . ايرانيان اقسام عمليات گچبري را ابداع، تجربه و تکميل کرده اند و يک سِلسله شاهکار در سبک هاي متوالي پديد آورده اند ، که در جاي ديگر همتايشان را نمي توان يافت .
اغلب، گچبري را خوار شمرده اند . چون تصوّرمي شده که اين وسيله در دست طراح، مقاومتي ندارد و به او امکان مي دهد بدون احساس مسئوليت يا برنامه ريزي سنجيده، اَشکال نوظهورِ بي بهايي را پديد آورد . اجراي واقعي نقش هاي گچبري که مُستلزِم مهارت حکّاکي است، فوق العاده دشوار نيست ولي طراحي آن مشکل است. مزيّت گچبري ايراني در وَهله ي اول، طراحي آن است . يک طرح واقعاً بزرگ، هميشه کار بسامان خيال انگيز نُبوغ است.
به طور کلي گچکاري و استفاده از گچ در ايران، سابقه اي طولاني دارد و به عنوان مثال مي توانيم قديمي ترين اثر گچبري مکشوفه از کاوش هاي علمي انجام شده در هَفت تپّه ي خوزستان را نام ببريم . اين نمونه، از قديمي ترين اثر گچبري در دوران پيش از تاريخ ايران و متعلّق به هنر و تمدن عيلامي است . در عصر هَخامنشي و اَشکاني هم بطور ساده و گاه بصورت ترکيبي و تلفيقي از اين هنر استفاده شده است، اما در دوران ساساني، تِکنيک و روش هاي خاصّي به همراه نقوش و موتيف هاي مختلف حيواني وگياهي و انساني و نيز در فُرم هاي هندسي، به کار گرفته شده و در مجموع از به کارگيري روش ها و تَلفيق عناصر و موتيف ها در روي گچبري ها ، مناظر جالب توجهي عرضه گرديد که موجب تحوّلاتي در ديگر هنرهاي عَهد ساساني و بعدها هنرهاي دوران اوليّه ي اسلام در ايران و خارج از مرزهاي کشور باستاني ايران شد .
گچ بري يکي از پديده ها و هنرهاي ارزنده، بخصوص در عصر ساساني و داراي اُلگوهاي کاملتر و پيشرفته تر از ساير هنرها و بيان کننده ي تاريخ هنرِ عهد ساساني است . به گواهيِ آرايه هاي گچي که هِيئت آلماني، در ويرانه هاي مَدائن ( تيسفون ) کشف کرده اند و اکنون در بخش موزه هاي بِرلين نگهداري مي شود و همچنين به گواهي نقش هاي گچي اي که در نزديکي وَرامين بدست آمده و اکنون در موزه ي پِنسيلوانيايِ آمريکا نگهداري ميشود ، ايرانيان از روزگار ساساني از گچ، براي نقش هاي تزئيني استفاده مي کرده اند.
معماران، در عصر اسلامي به استفاده ازگچ پرداختند . بهترين مثال براي اين نقش و نگار هاي گچيِ دقيق در طاق هاي مسجد جامع نائين و محراب آن است که يکي از کُهن ترين مسجد هاي ايراني است که تا کنون بر جاي مانده است . اين مسجد، در زميني هَموار، ميان شهر هاي يزد و اصفهان قرار دارد و نقش هاي گچي دقيق آن مانند خود بَنا، به قرن دهم هجري بر مي گردد و از شکل هاي گياهي و هندسي تشکيل مي شود که انسان را به ياد نقش و نگارهاي عَبّاسي، که در خرابه هاي سامِره پيدا شده است مي اندازد .، اما به جهت کتيبه هايي که با خط خوش بر آن ها نقش شده است با آن ها تفاوت دارد .
از گچ بري هاي ايراني روزگار سَلجوقيان، آثاري بدست ما رسيده که اَشکالي از انسان وحيوان را مي نمايدو از نظر هنري بسيار گِرانبهاست . از سوي ديگر کاوشگران، در ساوِه و رِي به نمونه هايي از تزئينات گچي رنگي و زيبا، دست يافته اند که در يکي از آن ها چهره ي شاه در ميان جُرگه ي درباريان، نقاشي شده و در آن لوحه اي بنام سُلطان سلجوقي، طُغرُل دوم به چشم مي خورد . بهترين گچبري ها و تزئينات گچي، در بناهاي ايران اسلامي به قرن هشتم هجري بر مي گردد که در آن زمان، محراب هاي بسياري از مسجد ها از گچ ساخته مي شد و داراي نقش هاي دقيقي بود که عناصر نوشته، بر زيبايي و جذّابيت آن مي افزود .
يکي از مهمترين و گرانبهاترين اين محراب ها، مِحراب اَلجاتيو، در مسجد جامع اصفهان است که تاريخ 710 هجري و نام سازنده ي آن، «بَدر» را در خود دارد .
هنرمندان ايراني، نقش هايي بر گچ مي کندند و آنها را قالب نمي گرفتند . اين کار دراَندِلُس و برخي نواحي اسلامي ديگر به همين گونه بود . از همين رو آرايه هاي گچي ايران، تُهي از حالت ساختگي و مَلال آور است که تزئينات گچي قالب ريزي شده، در بيشتر موارد دارد. موضوع هاي تزئيني برگرفته شده در گچ،انواع گوناگون دارد. برخي ديگر، نقش هاي هنري کوچکي مانند مثلث هَشت ضِلعي ، ستاره، لوزي و دايره ي کوچک است و برخي ،کتيبه هايي به خط کوفي است . از غني ترين ساختمان هاي داراي گچبري، مسجد حِيدريه در قزوين ، مسجد جامع الزهرا(س) در شهرک غرب تهران، ضريع عَلويان در همدان، حرم حضرت امام خميني(ره)، مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع سيدالشهدا(ع) شورکاب لواسان، خانه ي طباطبائي ها در کاشان و آرامگاه عليِ بن جعفر در قُم است . هنرمندان صنعتگر ايران در قرن هاي 10 و 12 هجري، به کاربُرد تزئينات گچي در کاخ ها و خانه ها و رنگ آميزي آن ها با دقت و تنوّع روي آوردند، بگونه اي که اين نقش ها، بسياربه نقاشي ها و صفحات تَذهيب شده ي کتاب هاي خطي مَنسوب به آن دوره، شباهت دارد .
ذوق ايراني، در پرورده کردن اين مواد به عنوان عنصري که مي توانست دستمايه يک هنر گردد بسيار موثر افتاد. ايرانيان سبک و فنون گچبري را به چنان ظرافت و تنوعي رساندند که هيچ ملت ديگري در استعمال اين ماده با ايشان برابري نمي کند. تنها ايرانيان بودند که گچبري را به پايه ي يکي از هنرهاي زيبا رساندند و گچبري مشبک را به شکل ساده آن افزودند.
ابزارگچبري
يک گچبر معمولاً، ابزارهايي را در يک بسته به همراه خويش دارد . اين ابزارها همه معلولند . معلولِ دست زِبَردست هنرمند. اگر دست هنرمند نباشد، اين ابزارها همه هيچند . اولين ابزار گچبري، ماله است. ماله اي کوچک، براي پخش نمودن و پرداخت کردن اسکلت اصلي گچ. ماله جزء اصلي ترين ابزارها در حرفه ي گچبري است . ابزاردوم گچبر، چاقو مانندي است به نام دَمبُر که تيزي آن فقط در قسمت نوک آن است. با نوک اين وسيله گچ را مي بُرند . دمبر اصلي ترين وسيله ي گچبر است . گچبر با دمبر شناخته مي شود . چون دَمبُر است که زير دست گچبر، گچ را به يک اثر هنري در مي آورد . بومخوار، ابزار ديگر است که همان گونه از اسمش پيداست براي تميز کردن زمينه ي بوم استفاده مي شود. ابزار نقّالي براي زيرورو کردن کارهاي گچبري و ساخت وساز گُل و برگ و... به کار مي رود.
وَردَنِگي نوعي قلم گچبري است که براي خط کشي کردنِ جاي گَرته شده، استفاده مي شود که بعد از اين عمل بتوان برش را انجام داد.قلم بومگِرد، براي قاشقي کردن کليه ي مکان ها حتي برگ ها و ديگر کارهاي قاشقي دار مورد استفاده قرار مي گيرد و از لبه ي گرد کوچک آن نيز درچُدَني سازي استفاده مي شود .
انواع گچبري
هنر را نمي توان محدود کرد. هنرمند هيچ گاه از کار خود خسته نمي شود.، چون کار او تکرار ندارد. هنر گچبري نيز متنوّع است و محدود به چند شاخه نمي شود. گچبر هر روز و هر لحظه يک شيوه به کارش اضافه مي کند .
بطور کلي گچبري هاي انجام شده را مي شود به سه دسته تقسيم کرد:
سطحي،خطي و نقطه اي
الف ) طرح هاي زمينه و سطوح به گونه اي که يک سطح را به طور کلي و يا تکه تکه بر روي نظمي خاص زير پوشش طرحي قرار مي دهند . مثل : سقف ،ديوار، در و يا قابي گچي که بر روي ديوار ساخته مي شود .
ب ) طرح هاي حاشيه بدين ترتيب که يک مسير را به طور متدد و و يا تکه تکه بر روي نظمي خاص زير پوشش طرحي به هم پيوسته و سِري قرار مي دهند مثل : کِناره ي سقف ، کناره هاي راه پله و راهرو و يا هر جاي ديگر که در گوشه و کنار ما باشد .
ج ) طرح هاي تک و خاص که فقط در جايي خاص به صورت واحد درست مي شود و هر جايي مي تواند قرار بگيرد مانند : سَرستون ، سَر قاب ، دور قلاب ، شومينه ، سَردر و ... . اين گونه گچبري ها را مي توان به طور جداگانه نيز درست کرد .
اين دسته ها، شاخه هاي اصلي يک کار گچبري است . در کارهاي زمينه ،طرح هايي مثل گره، تذهيب،مقرنس و انواع و اقسام طرح ها و نقش هاي کشور هاي مختلف را مي توان جا داد . مي توان يک زمينه را پُر کرد از گل هاي رُز ، مريم ، ميخک و ...
در کارهاي حاشيه، طرح هايي مثل گره ، تذهيب ، چَنگ و چُدن ، مقرنس و انواع طرح ها و نقش هاي کشورهايي مثل: يونان ، فرانسه ، مصر و ... را مي توان کار کرد . مي توان حاشيه اي را با مقرنس پوشاند . مي توان در يک مسير مُمتدد، يک شاخه ي درخت انگور را گچبري کرد.، که انگورها ي آن در طول مسير به صورت سه بُعدي از شاخه آويزانند. مي توان در يک مسير اَشعار، آيات و جملات زيباي اَدبي را با گچ به صورت بَرجسته درآورد.
کارهاي تک و خاص، تنوع زيادي مي توانند داشته باشند. از يک شاخه ي گُل گرفته تا يک سبد ميوه ، مي تواند به صورت برجسته در يک جا ساخته شود. سر ستون ها، با مقرنس، چَنگ وچدن ، ابزارهاي گچي و انواع و اقسام طرح ها تزئين مي شوند. آرک آشپزخانه يک کار تک است . از اين نمونه ها احياناً در مرکز سقف خانه يتان نيز وجود دارد. اين کارها همه تَکند. اطراف هر چراغ را مي توانيد شما گچبري کنيد. کناره هاي هر سقف را مي توانيد شما گچبري کنيد و بالاي هر مَعبر را مي توانيد يک آرم و يا يک جمله و شعر بنويسيدو هزاران هزاران کار ديگر. هر کار که بخواهيد مي توان با گچ انجام داد.
مِيل به گچبري
کار استاد برروي گچ ،از عشق او به اين هنر بر مي خيزد. يک اثر هنري ممکن است براي عموم زيبا نباشد ولي محبوب سازنده ي اوست. گويند روزي موسي (ع) مرگ اُمت خود را از خدا طلب کرد. خدا به او گفت که با گِل، چند کاسه و ليوان درست کن. بعد خدا به او گفت که آن ها را بشکن. موسي اندکي دِرنگ کرد و گفت: خداوندا؛ اين ها را من ساخته ام ،دلم نمي رود که نابودشان کنم. خدا گفت : چند ظرف گِلي را نمي تواني نابود کني، چون خود، آن ها را ساختي. چگونه من مخلوقات خود را از بين ببرم. هر ساخته اي محبوب سازنده اش است. انسان ذاتاً زيبايي را دوست دارد. کسي که از گُل تنفر داشته باشد، عيبي در اوست. گُل زيباست و براي همه زيباست. هر اثر هنري زيباست، اما براي چشم زيبا بين هنرمند . هنرمند اثري را بايد بسازد که براي چشم همه زيبا باشد. گچبري نيز هنگامي دوست داشتني است که از ديد همه زيبا باشد. همه ي گچبري ها زيبا هستند ولي زيباترين آن ها، به چشم همه زيباست. کارهايي به اسم گچبري انجام مي شود که زيبايي آن را فقط سازنده اش مي بيند و ديگران جز سازه ي گچي برجسته ،چيزي نمي بينند. انسان هيچ گاه براي چيزي که سودي به حالش ندارد، پول خرج نمي کند.صاحبخانه وقتي مي بيند که پولش مي رود و خانه اش مورد هجوم يک مُشت گچ برجسته که هيچ نشاني از هنر ندارد مي شود، هيچ گاه سرمايه ي خود را خرج گچبري نمي کند . وقتي اثر زيبا نباشد بيننده ،هنر گچبري را زيبا نمي بيند وهيچ گاه به سمت اين هنر نمي آيد.
گچبر
کسي که بتواند يک تکه گچ يا يک سطح گچي را به هرشکل ممکن تبديل کند ،گچبر است . واژه گچبُر تقريباَ مثل واژه ي نقاش است. خالق يک اثر زيباي هنري، نقاش خوانده مي شود و رنگ کننده ي يک انبارهم نقاش. البته، دربين ما اين طور است و بايد از هم تفکيک شوند . يعني کسي را که با وسيله اي مثل سنگ يا گچ و... سر و کار دارد را با کسي که از اين مواد، زيبايي مي آفريند يکي نبينيم .کسي که با گچ کار مي کند ،گچ کار است و کسي که دارد يک اثر هنري را با گچ خلق مي کند ،گچبر و هنرمند است.
انجام گچبري
يک گچبر هرکاري که بشود با گچ کرد را انجام مي دهد. او ابتدا گچ را به صورت مايع درست مي کند .محلول گچ و آب پس از مدتي، اضافه ي حجم پيدا کرده و شروع به سفت شدن مي کند تا به جايي که تبديل به جامد مي شود. قبل از انجماد، به خميري انعطاف پذير تبديل مي شود که صورت و اسکلت اثر هنري در آن زمان ودر آن حالت گچ، به دست گچبرصورت مي پذيرد. پس از اسکلت بندي گچ به دست هنرمند گچبر،گچ در همان حالت سفت مي شود و گچبر شروع به پرداخت آن مي کند و پستي و بلندي ها وريزه کاري هاي آن را با ابزار خاص خود و با استفاده از ذوق وسليقه ي خود انجام مي دهد. اين عمل ممکن است در هر جا و در هر سطح و مکاني باشد .
گچ گچبري
گچي که گچبر با آن گچبري مي کند بايد مرغوبترين گچ باشد. اگر گچ مرغوب نباشد، اثر هنري را نمي توان به ظرافت و لطافت درآورد. نسبت ترکيب گچ با آب در ساختن گچ گچبري بايد به گونه اي باشد که گچ پس از جامد شدن ،سخت نباشد و حالت پنير مانندي را داشته باشد تا ابزار گچبر با نيروي دست به راحتي بر روي گچ ،کار کند.
پودر گچي که گچبر با آن گچبري مي کند بايد عاري از هرگونه زبري و آلودگي باشد. گچ را عموم با استفاده از الک غربال مي کنند اما به تازگي شرکت هايي شروع به توليد پودر گچ نرم و تازه نموده اند که ما نيز از آن حمايت مي کنيم.
نقش و طرح ها:
هنرمندان ايراني، نقوشي را خاص اين هنر طراحي کردند که در عين سادگي، بسيار پيچيده بودند و در طراحيشان انواع اصول هندسي و رياضي رعايت مي شد به طوري که قالب نقوش به کار رفته در گچبري، نقوش گياهي است که گاهي تا مرز انتزاع پيش مي رود.
اين طرح هاي گوناگون و پيچيده اي که اغلب به رنگ هاي متنوع درخشاني آراسته مي شدند، در آن زمان ها در چشم بيننده منظره ي باشکوهي بود. البته ويرانه هاي پراکنده اي که امروزه از کاخ هاي گچبري شده ي دوره ي ساساني و اوايل دوره ي اسلامي برجا مانده است، آن جلال و شکوه اصلي را نشان نمي دهد. اما مسلما ديدن آن هم نقوش تزئيني و ظريف که با رنگ و سايه روشن برجستگيِ دوچندان مي يافت مسلما در آن دوره ، هوش از سر هر بيننده اي مي برد.
بايد بدانيم تجربه هايي که از تزئين ظرف هاي سفالي حاصل شده بود به استادان گچبري بسيار کمک کرد. اين ظرف ها فايده ي عملي داشت و براي سرد کردن آب در تابستان به کار مي رفت، ولي ضمنا وسيله اي تجملي در تابستان هاي گرم به شمار مي آمد و خانواده هاي ثروتمند روي آن ها را به انواع طرح ها از کنده کاري و نقش برجسته مي آراستند. طراحان از تجربه اي که در تکميل اين هنر ، يعني تزئين با ماده ي ساده واحد ، آموخته بودند براي پيشرفت گچبري در معماري استفاده کردند.
ايرانيان سبک و فنون گچبري را به چنان ظرافت و تنوعي رساندند که هيچ ملت ديگري در استعمال اين ماده با ايشان برابري نمي کند. تنها ايرانيان بودند که گچبري را به پايه ي يکي از هنرهاي زيبا رساندند و گچبري مشبک را به شکل ساده آن افزودند. گچبري مشبک گونه اي از اجراي گچبري است که طرح و نقش به گونه اي معلق و مشبک همچون پنجره اي شبکه شبکه ساخته مي گردد.
به زبان ديگر، هنر سفالگري در روند شکل گيري و پيشرفت هنر گچبري به منزله يک هنر تزئيني بسيار کمک کرد و تجربه هاي حاصل از آن در هنر گچبري نيز به کار آمد.
بهترين نمونه ي هنر گچبري طرح هايي است که کاملا جنبه ي تزئيني دارد. هرچند اين هنر همواره به عنوان عنصري در تزئينات بنا مورد استفاده قرار گرفت اما نوع نقوش آن در برخي موارد چشمگير نيست، خصوصا در نقوش انساني اين مورد بيشتر است. اما نقوش گل و گياه و حيواني ، از نظر ويژگي هاي طراحي داراي خصوصيات برجسته بصري و کيفيت بالاتري هستند؛ زيرا مثلا اشکال انساني اغلب نامتناسب و بچه گانه و از روي بي مهارتي طرح شده است و شکل گراز و غزال و طاووس و جانوران ديگر جاندار و کامل است.
تنها گاهي در دوره ساساني به شکل هاي انسان گچبري شده بر مي خوريم که از سابقه ي سنگ تراشي در آن ها استفاده شده و مرغوبيت خاص يافته اند. از آن جمله نيم تنه اي از اردشير دوم در قصر ساسانيان در کيش به دست آمده که بسيار جالب است.
در دوره اشکاني مجسمه ي سر انسان در تزئينات گچبري به کار برده شد و خصوصا در قصرهاي سنگي واقع در "هترا" که اين نقش را در طاق ها به کار مي بردند و طرز به کار بردن آن ها در ادوار بعد، در سبک معماري روميايي و گوتي فرانسه، مورد تقليد قرار گرفت. البته اين اشکال در ابتدا فقط تمثيلي بود و شباهت چهره در آن ها مهم شمرده نمي شد. شاه در اين نوع آثار تنها مظهر قدرت و شخصيت و مجري وظايف مقدس است و شخص معيني نيست.
در دوره ساساني ، تاثير هنر يوناني و شايد شيوه ي هخامنشي ، از ميان رفته بود و نوعي پيکره نمايي در هنر ، جا بازکرده بود که متاثر از همجواري تمدن ساساني با تمدن رومي است. استفاده وافر از نقوش انساني و خدايان و الهه گاني که به هيات انسان در نقش برجسته ها و هنر ساساني به چشم مي خورند ، گواه اين مدعاست که تفکر حاکم بر انديشه رومي، کم کم به مباني انديشه اي در تمدن ساساني راه يافته و آن را تحت تاثير قرار داده بود.
ميراث گچبري در دوره ساساني به دوره اسلامي نيز رسيد ، منتهي اين بار در تزئينات محراب مساجد بکار گرفته شد.
پس مي توان طرح و نقش اجرايي در هنر گچبري را به چهاردسته تقسيم نمود:
طرح هاي گياهي
طرح هاي انساني و حيواني
طرح هاي هندسي
و نيز نوشته ها و مکتوبات که به آن اشاره خواهد شد.
چهار دسته ي فوق مي تواند طرح هايي يکتا، خطي، سطحي و يا حجمي باشد که هرکدام شاخه اي را در بر مي گيرد.
ايرانيان از ديرباز با عنصري به نام "گچ " آشنائي داشته اند. اين نکته را کشف آثار گچي در هفت تپه خوزستان که مربوط به تمدن ايلامي است تائيد مي کند. به يقين اشکانيان و هخامنشيان نيز با اين عنصر و تکنولوژي ساخت تزئينات گچي آشنا بوده اند. گچبري هاي کوه خواجه در جنوب شرقي ايران مربوط به تمدن اشکاني است.
با گسترش اسلام در ايران طرحهاي مختلف همچون "اسليمي " و "ختائي " در تزئين مساجد و مدارس به کار گرفته شد و در گچبري هاي بدست آمده تا زمان مغول از بهترين طرحها و نقشه ها استفاده مي شد. بطوري که تا پيش از رواج کاشيکاري، گچ تنها عامل زيبائي و تزئين بناها و فضاهاي مذهبي شد محراب مسجد جامع اصفهان بيانگر رشد و شکوفائي اين هنر مي باشد.
با روي کارآمدن صفويان از گچبري تنها در داخل منازل اعيان و اشراف وقت استفاده مي شد و تا دوران قاجار نيز استفاده از گچ ادامه داشت.
در دوران پهلوي به دليل رواج گچبري هاي پيش ساخته اين هنر در سراشيبي سقوط قرار گرفت بطوري که امروز استادان گچبر قديمي تنها به مرمت آثار باقي مانده از قديم مشغول هستند و کمتر استادکاري در پي خلق آثار بديع و جالب است. امروز برخي از آثار گچبري در ايران از شهرتي عالمگير برخوردار هستند.
از ديگر هنرهائي که در گچبري مورد استفاده قرار مي گيرند خطوط اسلامي و به خصوص خط نسخ مي باشند.
از محرابهاي معروفي که با گچبري تزئين شده اند. محراب مسجد ملک کرمان (مربوط به سال 477 هجري قمري)، محراب مسجد زواره (در نزديکي اردستان با تاريخ 530 هجري قمري)، محراب مسجد اولجايتو در مسجد جامع اصفهان (مربوط به سال 710 هجري زمان حکومت سلطان محمد خدابنده، معروف به اولجايتو و محراب مسجد آقانور(که در سال 1039 هجري قمري ساخته شده است) مي باشد.
به يقين اشکانيان و هخامنشيان نيز با اين عنصر و تکنولوژي ساخت تزئينات گچي آشنا بوده اند. گچبري هاي کوه خواجه در جنوب شرقي ايران مربوط به تمدن اشکاني است.
در گچبري عمل طراحي، فرآيند خلاق از تَجسّم است . اين فرايند ،کاغذ سفيد را به يک تخيّل بَصَري که مي تواند ارتباط برقرار کند، آگاهي و آموزش دهد يا ايجاد خشنودي کند، تغيير مي دهد . مَنبع تخيّلي را که ما به تصوير مي کشيم، ممکن است شيءاي باشد در جلوي رويمان يا خاطره اي بصري از تجربه اي گذشته و يا خيلي معمولي تر، تلفيقي از اِدراک و تَخيّل باشد . ما با ديدن تصاوير، دريافت و کَشف آن ها نسبت به گسترش و تَجسّم تصاوير، مي توانيم آن چه را که مي بينيم درک نمائيم . تصاويري را که طراحي مي کنيم، اين توانايي را به ما مي دهد تا انديشه ها و تصوُّرات خود را بيان کرده و به ايجاد نوعي ارتباط دست يابيم . در طراحي، مي بايستي رعايت برخي نقش هاي گچبري را نمود که کاملاً گِرد و در واقع سه بُعدي است و بايد به صورت لايه لايه درسه تا شِش لايه و گاه بيشتر و هريک جداگانه ساخته شود . نقش ها گاه کاملا بُغرَنج است . پنج تا شش جزء، در هم بافته شده اند و در جهات مختلف و مُتضاد سِير مي کنند. گچبر بايد پيش بيني کند که شکل هاي نهايي ازنقطه هاي شروع درنخستين لايه، چگونه تَکوين خواهد يافت . وقتي به سطح مي رسد و با ساير اَجزاء جمع مي شود، بايد در کدام نقطه پديدار شود و بايد شبيه چه چيزي باشد .حافظه و تخيل و دقت لازم است تا حاصل کار معقول ويِکدست باشد، نه آشفته و دَرهم . چون بِدايه سازي بر نظم و برنامه ريزي دقيق فائِق آيد، خطر آشفتگي و ابِهام وجود خواهد داشت .
هيچ کس طبق دستور طراحي نمي کند زيرا ياد آوري چنين دستورات دَرهم و بَرهمي درمَغز به هنگام طراحي، کاري مشکل است . ما نمي توانيم تمام دانش خودرا به يکباره به ياد بياوريم. آنچه که مي توانيم انجام دهيم، تمرکز روي مُدل وتکيه به چشمانمان است. کليد هاي طراحي، اساساً فراگيري روش تکيه به چشم ها و فراگيري راه هاي مختلفي است که مي تواند اين تکيه کردن را تقويت نمايد. طراحي در اصل، رَوند ديدن است و نه به کارگيري اصول کليد هاي ديگر، نظير دوباره کشي، تصوّر کردن، ترکيب و نقش واري. در واقع محصول مستقيم، ديدن است که به زبان طراح در آمده است. آن ها را مي توان به تدريج و با گام ها به راحتي فرا گرفت . در گچبري تهيه ي نقشه و طراحي اشکال مختلف که اکثراً به صورت بَرجسته مي بايستي ترسيم و سپس با ساخت بر روي سَقف و ديوارها پياده مي شود ، مي بايستي تَرسيم کننده ،آشنايي کامل با اصول ترسيم و خطوط مختلف با ضخامت متفاوت ،که يکي از اصل هايي است که به زيبايي نقشه و به درک آن کمک مي کند راداشته باشد .
هنگام استفاده از گچ ،استاد هنرمند مخلوق پروردگار با خلق گچبرىهايى با نقوش هندسي، گياهي، حيوانى و انسانى دنيايى بىمانند را آفريده که روح آدمي را نوازش مي دهد. با تحولات هنر گچبرى در دوران اسلامي، کمکم موتيفهاى سيمرغ، برگمو و گل و بوته و نقوش اسليمى و ختايى در آثار مورد استفاده واقع شد که نمونه اين طرحها در کاخ عمان، کاخ سامره و قصرالمشتى يافت مىشود. با اين اوصاف دريافتيم که در اين هنر اصيل دستساز که با استفاده از ماده ي گچ مي توان شاهکار هاي هنري و تزئيني بي بديل را خلق نمود طرح ها و نقش ها به چهار شاخه ي اصلي تقسيم مي شوند.
الف- مطيف هاي گياهي همچون اسليمي ها و ختايي ها که شما در کاشيکاري ها و گچبري هاي ايراني به چشمتان مي خورد و طرح هاي لوکس فرنگي که در نمونه هاي ايتاليايي و فرانسوي با تمثال ها و مجسمه ها ترکيب و اجرا شده اند.
ب-مطيف هاي انساني و حيواني همچون نقش برجسته هايي که از سربازان و اسطورگان بر سطحي اجرا شده يا خلق مجسمه ها در کشور هاي يونان و اسپانيا.
ج_طرح و نقش هاي هندسي که شاخه ي گره و مقرنس را در بر مي گيرد و مساجد و حرم هاي آل البيت و نيز نمونه هاي فراواني که در کشور هاي عربي وهمچنين مراکش به چشم مي خورد.
د-مکتوبات، اشعار و آياتي که با دست خط هاي مشهور نوشته و به صورت نقش برجسته برروي سطوح بريده مي شود.
.............................................................................................................................................................................
.....................................................................................................................................................................
.
تلفن دفتر مرکزی تهران 02133713971
ایتا و روبیکا 09125474717

کلیه آثار و تصاویر به صورت اورجینال، دارای کیفیت بالا و کاملاً آزاد در اختیار دوستان و هنرجویان عزیز قرار گرفته شده است. هستند عزیزانی که با اندک مهارت در استفاده از نرم افزارهای ویرایش عکس بخواهند از این آثار استفاده های شخصی،تبلیغی و تجاری انجام دهند. ما خادم و دوستدار همه ی کسانی هستیم که واژه ی رزبران را نیز بهمراه عکس و اثر نشر می دهند



